ایران؛عدالت رفاه فساد مردم

انقلاب اسلامی ایران در بهمن سال 1357 با قیام و تلاش همه مردم ایران اعم از نیروهای چپ و راست !به پیروزی رسید و حکومت سلطنتی چند هزار ساله ! به پایان عمر خود رسیده و ساقط شد .

 حاکمیت اسلامی یا به تعبیر عوام! جمهوری اسلامی ایران با هر شکلی تاسیس و برقرار شد! اما بنا به سخنان و نظر دومین مقام رهبری مذهبی ایران اسلامی یعنی آیت الله سیدعلی خامنه یی از تمام نتایج این انقلاب مردمی! تنها و تنها همان نام انقلاب اسلامی معنادار و به اسلامی مزین است و دیگر هیچ!
 نباید از یاد برد که رهبر کبیر و بنیانگذار حکومت اسلامی ایران؛ آیت الله روح اله موسوی خمینی رحمت اله علیه کم و بیش همین نظر را در سی تا چهل سال قبل از این داشتند! و به عبارت درست در طول این نزدیک نیم قرن بجز جنگ و تنش و فقر و فساد و تهمت و نفاق و ریا و تاخت و تاز آقازادگان رانت خوار و... چیز دیگری نصیب این ملت اصیل و اهورایی و دشمن اهریمن با هزاران سال سابقه در توحید و مدنیت نشده است!!

   #اعوذبالله_من_ظلم_الظالمین
     من الاولین والآخرین الی یوم القیامه...

 بنا به فرموده رهبر انقلاب قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران و از جمله دولت و نهاد مجریه ما هیچ شباهتی به اسلام و آموزه های دین ندارند و بی گمان قوه قضائیه و مقننه حکومت اسلامی نیز با اصل دین و اخلاق بیگانه اند! و در عوض آنچه فراوان است بی اخلاقی و ظلم و بی عدالتی و بدنبال آن فساد و مکر است!

 اما ایشان باور دارند که جامعه ایران نیز با اسلامی بودن فاصله زیادی دارد! و این امری محتمل و محتوم است! زیرا یک ملت که وضعیت زندگی و بخصوص معاش و رفاه نسبی و ضروریات افراد خانواده سرتاسر مشکل و کمبود هاست؛ و جوانانی که در خوشبینانه ترین حالت شصت تا هفتاد درصد شان میوه های گوناگون و گوشت ها و پروتئین ضروری جسم و روح خود را تنها از دور و در میوه فروشی ها و سوپر مارکت ها میبیند و صدها ضروری دیگر اقتصادی؛ فرهنگی؛ اجتماعی و میبیند و می دانند که،
 حداقل هفتاد تا هشتاد درصد همه این مشکلات و مصائب گوناگون باعث و علتش خودخواهی بی مدیریتی و امضا های طلایی و حکم های مرتجعانه و کلآ بی کفایتی های حاکمیت و نه تنها در این چهل سال بلکه در طول دو قرن گذشته است!
  پس از انقلاب اسلامی اگرچه افتخارات سیاسی و جهانی بدست آوردیم که نفعی بحال توده مردم کشور نداشتند! اما در کنار آن دهها مشکل و آسیب گریبان نود درصد از ملت ایران را در زندگی چهار نسل ستمدیده را گرفته اند، آنهم مصائب و فقر و فساد و بیکاری بی عدالتی و شکاف عمیق طبقاتی بین حدود ده پانزده درصد و نود درصد مردم و استرس هایی که با وضعیت ثابت روش ها و سیاست های مداوم کنونی و کلفت تر شدن هر روزه ریشه درخت تنومند رانت خوارهای خودی و ایضا کلاه بردار و نفوذی، هیچ چشم انداز روشنی برای آینده نسلهای ما متصور نمی باشد! و

 چگونه میتوان از مردم و آحاد مردم فقیر و مظلوم کشور توقع اخلاق خدایی و رفتار اسلامی داشت! و این ریا و دورویی از مردم ما و بالا رفتن از دیوار یکدیگر؛ چیز تازه و جدیدی نیست! چرا که اینگونه تربیت شده اند! بقولی:
  واعظان کین جلوه در محراب  و  منبر می کنند! 
  چون به خلوت می روند  آن کار دیگر می کنند!
 بلاشک عوام الناس هم از این قاعده مستثنی نیستند و بدون دغل و دروغ کارشان پیش نخواهد رفت؛ و مگر می شود بدون ریا و تزویر یا بدون سوگند های فراوان به خدا و رسول در جایی یا در سازمانی! کار غریبه ها پیش برود و . . .
 و مگر متصور است که عدالت و دستکم اجرای همان قانون اساسی اولیه را در چنین حاکمیتی روزی مشاهده کنیم!
 و مگر میتوان روزی در این کشور و این مظالم سیستمیک و سنتی مذهبی کاذب! به مردم معمولی و نیازمند و یا دستکم به سی درصد فقیر مطلق و اما آبرومند که به هر دلیلی کم درآمد و یا بی درآمد هستند و شاید برخی شان  به نان و پنیری و خرید یک داروی مسکن برای درد خود  محتاج هستند و شاید در روز حتی یک وعده غذا برای زنده ماندن ندارند ؛ و دیده شده که بسیاری از آنها نه زبان و نه روی تقاضای کمک از نهادهای مرتبط را نیز ندارند ، رسیدگی یا شاید ترحم شود!

 و آیا میتوان روزی شاهد بود که برپا کنندگان برخی مفاسد و مظالم و امیران و مجریان سیاست های نادرست داخلی یا خارجی تحمل نقد و شکایت و حرف دل اکثریت ملت را داشته باشند و کسی را با اتهامات بیجا خفه محبوس یا خانه نشین نکنند!  
          منظور ما خائنین به وطن و مزدوران بیگانگان و بخصوص دشمنان قسم خورده ایران و  دیندار بودن! نیست که مدارک و مستندات آنها فراوان و در دسترس همه است!

 و مگر میتوان روزی یا ماهی از ما گذر کند و خبر اختلاس پول های کلان بیت المال توسط مدیری یا تسهیلات و حقوق و پاداش های نجومی توسط مدیران دیگری! یا غارت اموال شرکت های دولتی و تصاحب زمینها و معادن را بدست آقازاده یی بهمراه باند کار چاق کن او نشنید! و تازه ما شنیده ها را میبینیم! وای از صدها دزدی و غارت هایی که مخفی و ناشنیده می مانند.
  پس چه زمانی نوبت به ما بندگان خدا و اهل همین کشور میرسد؟

  و مگر نه اینکه بارها گفته اید
   همه شما خودیهای همراه انقلاب ! منظور روحانیون و انقلابی های گنده باصطلاح! به نوبت و توی صف آمدید وکیل شدید! وزیر شدید! رئیس جمهور شدید! نخست وزیر شدید! استاندار فرماندار سردار بانک دار باشگاه دار و حاکم شرع شدید!
 همه شما چاکران ؛ آمدید مدیری کردید! رییسی کردید! تا صدها نسل بعد از خودتان را از ثروتهای نقدی و مستغلات بی نیاز کردید مدارک و مدارج بدون زحمت تحصیل و درس خواندن گرفتید!
 بعضی از شما حق و حقوق هزاران خانواده و سرپرست خانواده ها را یکجا و تنها برده و خوردید!
 برخی برای خود و بستگان تان گرین کارت جور کردید و شناسه های دو یا چند تابعیتی گرفتید!

   آیا نوبت ما زبان بسته ها  حداقل سهمی برای زندگی و نفس کشیدن هنوز نرسیده ؟؟  زبان بسته هایی که توسط دوستان دور و نزدیک به افتخار گوسفند بودن هم نائل شدیم!

  واقعآ کمی فکر کنید، آیا این زبان بسته های نجیب و انسان و هلال خور هیچ سهمی از تسهیلات و اموال این کشور بزرگ و ثروتمند که اکنون کلید و اختیار دخل و خرج خزانه اش مطلق در دست نظام است، آنهم در تاریکی مطلق و بدون هیچ ذره یی شفافیت مالی و اقتصادی، و فقط سهمی اندک به دولت منتخب خود می پردازند که برای امور جاری و گذران حقوق و پاداشهای خود و بدنه دولت استفاده شود...

  اما گمان نکنید که این مقامات دنیایی که برای شما هلال و برای ما مردم حرام است مفت به شما رسیده
  و خیال نکنید که آنهمه ثروت های کلان که خود و بستگان تان به چنگ آورده اید هزینه یی برای مردم نداشته اند 

  آری؛ این همه چیز شدن شما به قیمت هیچ شدن زندگی ملیونها خانواده ایست که سرپرستان و فرزندان و برادران خود را از دست داده اند
  این همه چیز شدن شما دو سه ملیون خودی؛  هزینه اش هیچ شدن زندگی صدها هزار جوان و مردان و برخی زنان این کشور بوده است که جان خود را در راه اخلاق و رفاه هموطنان خود قربانی کردند و خون خودرا فدای اعتقاد خود کردند
 این همه چیز شدن شما هزینه یی معادل فقر و بیکاری و حتی سابقه داری و دهها آسیب اجتماعی دیگر بجان بیش از نیمی از مردم این کشور شده است و ...

اما دیگر جایی و محلی برای سعی و تحمل و شاید بشود نمانده است؛ و اکنون دیگر هر عاقلی که منصف باشد می پذیرد که چهل سال برای ثبوت هر چیزی کافی است؛ حاکمیت مطلق مذهبی بدون مفسده و ریا از محالات بزرگ جهان سیاست و کشورداری پاک است.
 حاکمیت مذهبی؛ مشکلش نهاد رهبری نیست! بلکه شاخ و برگ و میوه ها ی گوناگونی ست که بر گرد این درخت باصطلاح ولایت غیرمعصوم میروید و هرگز راهی برای پیشگیری یا زدودن این میوه ها و شاخ و برگ هرز نبوده و نیست

 و اگر روحانیت موحد و خدا ترس و پرهیزگار نظرش رستگاری خود و امت و نیز نجات کشور         و از همه مهمتر هدفش نجات دین و مذهب حقه ما باشد؛ بدون تأمل بازنگری عمیقی در مواد قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی انجام میدهند ! هرچند که کاری سخت است و شاید جان را نیز بر سر این کار خدایی بگذارند
  اما اصلاحات و اصلاح همه امور وظیفه شما مسئولین است! و چاره یی بجز این نیست؛ وگرنه  دو تا چهل سال دیگر هم تکرار همین معذوریت هاست؛ البته اگر چیزی بنام انقلاب و دین بجای مانده باشد!!

  وقت تنگ است و عمر همچون برق میگذرد. و باید جوابی برای خدا در قیامت داشته باشید.  خود دانید  چون وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر است

   چرا که توحید ... تولی و تبری را پذیرفته ایم  ...

/ 0 نظر / 31 بازدید