سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

حجاب اسلامی وانسانی وحقوق زنان!
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥   کلمات کلیدی: زنجیرهای اسارت قرن بیستم ،چاره چیست

حقوق زن ومساوات غربی وحجاب زنان به سبک امپریالیسم.
حقوق زنان از نگاه رهبران خارج نشین چیزی نیست مگر کشف حجاب
 
. وحقوق زنان هیچ نیست مگر اسبابی خوش زرق وبرق از جنس سکس وآزادی زنان در این باب جهت برهنه کردن زنان وشکست معنویت.ومگر نه اینکه همین جانیان حقوق بشر شناس هزارات زن ودختر وکودک را در گوشه گوشه جهان به خاک وخون میکشند.

ادامه مطلب را کلیک فرمائید.        مسعودابوالقاسمی.


حجاب انسان: حجاب انسان وپوشش بعضی اعضا واندام وی که میتواند دیگران را تا اندازه غیرقابل تحمل تهییج وبه رفتاری غیر انسانی ونامعقول وادار سازد! براستی دلیلش چیست ؟ واین بدحجابی ویا بی ججابی زنان که.....                                 یقینأبمراتب جذاب تر از بدحجابی مردان است،
               
در همین عصر حاضر تا چه حدی رواست و ادامه آن که شاهد هستید در بعضی رسانه های حتی ملی ومردمی تا آنجا پیش رفته اند که حیوانی ترین رفتار جنسی وجفت گیری مرد وزن ویا حتا همجنس بازان را با تمام جزئیات وحساب شده به کودکان وجوانان مردم تزریق مغزی وفکری میکنند.

              
اما به این امر واقفیم که حجاب در زنان ، جدای از دوران پرخطر بلوغ وآشنایی با احساسات جنسیتی ، در اشخاص بالغ بویژه زنان! واکنشی فطری است که از حیای انسان که خاص اوست ظهورمیکند. اما نه: اینگونه هم که تصورمیکنم نیست!! برای اینکه بسیاری از جانداران وحشی و نیمه وحشی را شناخته اند که در مورد کشف عورت ویا رفتار غیرقابل اجتناب که به تولیدمثل این حیوانات مربوط میشود ،تا حد امکان در خفا بسر میبرند. اما در اینجاهم ما انسانها هستیم که با ابزار وادوات ثبت و ردیابی فوق مدرن خود به حیا و شرم حیوانات نیز متعرض شده وبه حریم این موجودات هوشمند نیز دخول کرده ایم!!  
                 اما راههایی برای کمرنگ ترکردن این معضل اجتماعی ، علی الخصوص در باب
مرز حق وحقوق واقعی وانسانی زنان در کشور خودمان و تسری آن به دیگربلاد اسلام پناه. همانگونه که گویش وسخن گفتن در ذات  انسان است. پس برای اینکه بتوان با زبان همه مردم ، وهمه ادیان ویا فرای ادیان ومکاتب با آنان سخن گفت، لازم است به جنبه انسانی وفطری مسائل بیشتر پرداخت، چراکه در دوران مختلف زبان ونوع ادراک ونگاه نسلهای مختلف تغییر کرده  واین وظیفه ماست که با هر نسل یا هر فرهنگی به درک آنها نیز توجه کرد . بدین معنا که بازبان خودشان با آنها سخن گفت، وقبل از پند بی ثمر ونصیحت.....
                  درحالیکه بنا بر شرایط ادراک جامعه جهانی ونیاز بالفطره انسان به اخلاق ورفتار حسنه
؛ باید این واژه را اندکی بنا برشرایط اجتماعی ونیازاین زمان اندکی تغییرداد ، البته منظور تغییرماهیت واصل موضوع حیاوحجاب نیست،بلکه منظور توسعه وبسط این واژه تامرزهای انسانی آنست،وبه همین دلیل عقیده دارم که باید گفت: حیا وحجاب انسانی.
                 
باتوجه به اینکه ذره یی شک نداریم که ما بعنوان یک امت مسلمان به تمام امور ازجمله اخلاق به قرآن کریم رجوع کرده وعمل میکنیم. اما یقینأ گمان من این است که حتی اگر یک قدم هم کسیرا به خیر نزدیکتر کنیم بهتراز آنست که هیچ اثری در او نداشته باشیم یا بلکه بعکس ویرا گریزان سازیم درجهت انحتاط بیشتر!!

            کدام عقل سلیم وکدامیک از ادیان ویا خرده فرهنگهای سرتاسر این عالم زمینی مارا میتوان یافت که پس از درک مدنیت وقبول تمدن انسانی ،خودرا پایبند به قانون برگزیده ومقرر شده همان قوم خود یا ولایت وکشور خود نداند؟ حیای انسان صفت وخلقی غریضی است، شرم وخصوصیتهای ذاتی در هر فردی موجوداست. وانسان بدون حجب وحیا قابل تصورنیست. واگر کسی چنین بود پس یقینأ انسانیت خودرا فراموش کرده! وباید گفت این همان هدفی است که دهکده جهانی سرمایه داری در غرب وشرق بدنبال آن است.

           حیا وحجاب را نمیتوان از انسانی ،چه مرد وچه زن گرفت ،الا اینکه اورا در اسارت وادار به گذشت وچشم پوشی از غرائض انسانی او کنیم. اما این نوعی اسارت است، که باید عینک مخصوصی برای دیدن آن به چشم زدتا بتوان بند وزنجیرش را دید! منظور تنها کنیزان زیباروی عریان که با بندو زنجیر بفروش میرسیدند ،نیست.واکنون هرگز آن نوع بند وزنجیررا وآن برده فروشان را نمیتوان یافت.
اما
زنجیرهای اسارت قرن بیست ویک، تفاوتی اساسی با  اسیری وغل وزنجیرهای همین دو سه قرن پیش دارند،که همین مدعیان تمدن وحقوق بشر درمغرب زمین ، کنیزان وغلامان رنگین پوست ویا تیره پوست را از هرسرزمینی اسیر وهمچون حیوانی برهنه با غل وزنجیربه سرزمینهای دیگر میبردند.

           آری آنها همان بندیانی بودند که حق هیچ خواسته ئی را نداشتند! حتا حق پوشش تا مرز سترعورت!!  و آنزمان بندها را بر دست وپا مینهادند،اما اکنون این غل وزنجیر  کاملأنامرئی وبدون جبراست،  که آنرا به مدد علوم جدیده وفناوریهای نو،  بر      غریزه های حیوانی وبراحساسات تروتازه ودست نخورده نوجوانان وجوانترها میزنند!وهم کاملأآگاهند که قبل از نصب این غل وزنجیر واسارت هرقبیله ئی، باید اول آنان را از اصل ومنیتهای فرهنگی خود جداساخت،باید ایشانرا از ارزشهای اصیل وخرده فرهنگهای ارزشمندی که درطول تاریخ اجداد وبزرگانشان برای آنها به میراث گذاشته اند؛جداساخت.

                   واین نوع غل وزنجیر هزاران بار خطرناکتر از آن بندو زنجیر برده داری قدیم است.

          اما تنها جداکردن قبیله از سنتها وارزشهای حقیقی وی کافی نیست،زیرا حال باید این خلأ وجای خالی را با مقوله یی نو وجدید پر کرد،وچه چیز بهتراز تقویت احساس وغرائض حیوانی که بیش وکم در تمام جانداران ،از جمله انسان موجوداست.

           واینک باید تعادل این غرائض انسانی وحیوانی را بهم زد،وبه مرور زمان انسان را ازانسانیت  او جداکرد وبه موازات آن حس شهوات نفسانی وحیوانی را در اوتقویت کرد.واین معادله یی بسیارساده میشود!

                   انسان منهای انسانیت که تبدیل به جانداری ناطق میشود، وآزاداست که شکم را سیر کند، عریان در معابر بچرد، وغرائض شهوانی خودرا ارضا کند، واین همان آزادی حقوق بشری آنهاست که باکمال تأسف تعداد نسبتأکثیری از نوجوانان بدآموز وتعدادی از مردم معلوم الحال مارا نیز به آن راغب کرده اند!! 

           واینجاست که دست اندازی به سرزمینهای این قبیله آسان میشود .
           ودراین مرحله هست که میتوان همه انسانهای آنگونه را به یک مهمانی بزرگ در یک مکان تخدیرکننده دعوت کرد. آری، واین همان
دهکده بزرگ جهانی ومنظور نظر آنهاست  با قوانین خاص خودشان  که از آن نام میبرند، وتمام قبیله های خوشنام گذشته را به آن فرامیخوانند!! و وای برآن قبیله اصیل وخوشنام ، اگر ستمدیده واسیر بلای فقر و بی خانمانی هم باشد، بی شک در این شرایط،  شبیخون به این قبیله مظلوم بسیار ساده ترخواهدبود.

                  من نمیدانم آیا شما هم صدای چکاچک شمشیر ها وصدای شیهه غریو و صدای سم ستوران این موج نو  و مدرن را میشنوید یا نه؟  شک ندارم اگر گوش شنوا وچشمی بیناداشته باشیم ،دست از تحجرگرائی وافراطی گریهای جاهلانه خود برمیداریم.  وآنگاه آگاهانه با این موج نو همراه میشویم ودر طول مسافت وبین راه در عرض این کاروان پنهان به موعظه وتبلیغ میپردازیم!!  آنگاه مشاهده میکنید که یارگیری در میان انسانهای پاک طینت چه آسان است! زیرا که انسان ذاتأ تکامل پذیراست،
وتمایلات فطریش بسوی پاکی وخیراست. 
           اما در این سفر یقینأهمسفران ما نیزبیکارنخواهندنشست وبدنبال اهداف خویشند، ومن عرض میکنم که حتی بیش از ما! چراکه آنان هم در تکنولوژی وساخت ابزار همیشه چندقدم از ما پیش ترند ، وهم ابزار دلربا وفریبنده تری در اختیار دارند!  آری ابزار واجناس دشمنان انسانیت و دشمنان کرامت زنان ومردان،  مشتریانی مانند
نوجوانان تازه بالغ ویا شیفتگان سکس و برهنگی دلالان چنین کالاهایی هستند ، ودر این رقابت همیشگی برد با کسی خواهدبود که کالایی زیباتر وجذابتر داشته باشد.
              
                   شاید گمان کنید که با این شرایط پس ما در این رقابت ومبارزه بازنده خواهیم بود، زیرا که ثروت وسرمایه، سکس وبرهنگی ومعاشقه دختران نابالغ و صدها زرق وبرق دروغین دیگر محتوا وکالای رقیب ماست. پس تکلیف چیست؟ وچه باید کرد؟ چگونه میتوانیم 
انسانیت را از این استحاله و اضمحلال دورسازیم؟
وباز خود در جواب خود میگویم که اگر چنین اندیشه ئی داشته باشیم ، این عین ناامیدی ویأس است! واینجاست که باید قبل از هر اقدامی خودرا ویرایش وپالایش کنیم . 
و فعالانه به تولید علم وبرهان پرداخت، علم مهارت درتفکر وشعور تولید کرد...... ادامه دارد. 

          دنباله مطلب برای آینده :    چگونه در نمی یابید که اندرونی ترین زاویه در خانه شخصی ومأمن امن خانواده شما میتواند نا امن ترین مکان برای  ناامنی خانه باشند.                                                                            ابوالقاسمی.

masoudwarna@gmail.com