سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

لهجه اصفهان وفریاد تظلم ودادخواهی قوم شریف زاینده رود!!
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧   کلمات کلیدی:

             منظور نقد سریال (درمسیرزاینده رود) نیست، بلکه فقط نیم نگاهی داریم به اجرای بسیارموفق لهجه اصفهان در این سریال موفق ،وبعدهم تبریک به سازندگانش بویژه آقای فتحی.

       اما ازیادنبریم که ملت ما از ساخته شدن بیشتر سریالها در مرکز گله مندند.لطفأ ادامه مطلب را کلیک فرمائیدابوالقاسمی-مسعود.


عنوان: لهجه اصفهان وفریاد تظلم قوم زاینده رود.    نوشته دوشنبه 8-6-89

         ظلم آشکار وفریاد تظلم ودادخواهی اصفهان وقوم هموطن زنده رودی ما برای در"مسیرزاینده رود" آنقدر جدی و اسف انگیز بود که آوایش از بلندگوهای نماز مقدس جمعه، وبعداز آن از تریبون قوه قانونگزاری کشور نیز به گوش رسید!

ابوالقاسمی. masoudwarna@gmail.com

        اما چرا من با این صراحت به این قطعیت شخصی رسیدم؟ برای اینکه بوضوح این انتقاد پرخاش گونه را همانطور که در اول بیان کردم ،از زبان طیفهای گوناگون درسطوح مختلف،از مردم عادی تا سیاسیون و مذهبیون ،و اهل هنر(که اصل موضوع وسر مته خشخاش گذاری همینجاست)!!!شنیدیم. خوب،آیا این جنبه وظرفیت کل یک قوم را برملا نمیکند؟؟

        سالیان دراز است که در تاریخ ومراودات ،شوخیها،طنزها،وبذله گوئیهای بین ملتها واقوام گوناگون تقلیدلهجه ولفظ لسان سردسته مطائبات وشوخیها بوده وهست،وهیچ جبر وحساسیتی هم وجودنداشته و نداردکه شخص مقلد حتمآ یک لهجه را باجزئیات وبدون اندکی اشتباه تقلیدکند.
حتی کریم شیره ئی وتلخک هم چنین ادعائی نداشتند،اما همه لذت میبردند.هیچ کس را شاید به اندازه آذریهای شجاع ووطندوست یا شمالیها وگیلکهای متعصب ومرد،یا شیرازیهای عزیز ،یا کرمانیهای مهربان ویکرنگ وهمچنین خوزستانیهای دلیر وجوانمرد بخصوص آبادانی وبوشهری، که همه آنها همچون خودتان ریشه جان ما هستند را سراغ نداریم که جوکها وطنزهای بیشماری را نسبت به آنها وبه یکدیگر گفته باشند.وهنوزهم فراموش نمیکنم که واژه ئی مانند (حرام لقمه)!! را که برخی میرزا بنویسها در تهران به چه اقوام وفرهنگها که نسبت ندادند!ومتأسفانه این ناهنرمندان هنوزهم به روال خود ادامه میدهند.

         براستی چه کسی قادر است آذری سخن بگوید غیراز خودآذریها؟ یا کرمانی وبوشهری را تقلید کند،مگرآنکه کرمانی باشد، یابوشهری؟ من واقعآنمیدانم که اگر جنوبیهای ما یا کردها ولرها ووو.. آنهم در جدی ترین فیلمهای سیاه یا حماسه ئی که لهجه اصیل این عزیزان با بدترین شکل تحریف وتحقیر شده است وهنوزهم میشود،ومن دهها مثال میتوانم بیاورم،اینگونه برمی افروختند،وکار را به مجلس ونمازجمعه ها میکشاندند،آنوقت چه برسر متانت وادراک شرایط ومنطق پذیری ما ایرانیان میآمد؟

        واین درحالیست که حسن فتحی ودیگر هنرمندان زحمتکش ومومن در این سریال بخصوص یعنی (سریال درمسیر زاینده رود) با بهترین امکان به لهجه اصفهانی بها داده اند. یعنی اگرچه برخی جزئیات را که از عهده هر غیراصفهانی خارج است ،حتی اصفهانیهای نسل کنونی! اما هیچ تحریف وتحقیری هم انجام نشده است.
وبازیگران هنرمندو پیشکسوت ما هم با مشاوره وزحمات جناب ضیائی بخوبی هنر خودرا ارائه نمودند.

اما براستی آیا سعه صدر سایر هموطنان عزیزما در دیگر ایالات این کشور پهناور وبزرگ که انباشته است از فرهنگهای اصیل انسانی ،با لهجه های متفاوت که هریک زیبائی خاص خودرا دارند، همینگونه میباشد؟؟
لهجه هائی که اگرچه در ادای کلمات وبکارگیری واژه ها متفاوتند،اما ایرانیت وپارسی بودن در تمام آنها بوضوح آشکار است.

          نقدکلی این سریال مناسبتی وفوری فوتی را به مطلبی دیگر میسپاریم ،اما این آشفتگی وپرخاش را که بر سر لهجه خاص اصفهان براه افتاد،بیش از اندازه بزرگ است که بتوان از آن گذشت! اما بهر حال یک اصل حتمی را ثابت کرد،وآن اینکه گل بی عیب خداست. ودر این مورد خاص دانستیم که همشهریهای اصفهانی وعزیز ما اگرچه ازهر دستشان دههاهنرمیریزد، واز هر کلامشان هزار زرنگی چرب وچیلی ،وحتی شوخ طبعی آنها زبانزد عام است!اما متأسفانه خودشان ظرفیت وجای زیادی برای پذیرش شوخیها ویا عقاید جدی مخاطب ندارند.

ابوالقاسمی