سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

زندان ومدیریت این سازمان مهم وحساس
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤   کلمات کلیدی: زندان ،جداسازی مجرمین

در باب مدیریت سازمانی مهم مانند زندان قبل از این هم مطالبی به عرض رساندیم.

و دو معزل اصلی زندان یعنی ورود مواد ودیگر طبقه بندی زندانیان از نظرهای مختلف....

ادامه مطلب را کلیک فرمائید.....ابوالقاسمی.


با عرض معذرت ولطف سایت محترم ملب درج نمیشود .

شاید بعدآ در ویرایش موفق شدم این پست را منتشرکنم.

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:14.0pt; font-family:Tahoma; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; display:none; mso-hide:all; text-transform:uppercase; letter-spacing:-.1pt; mso-font-kerning:4.0pt; mso-bidi-language:FA; mso-bidi-font-weight:bold; mso-no-proof:yes;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 89.85pt 72.0pt 89.85pt; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

زندان ومدیریت این سازمان مهم وحساس. قبلأهم در این باب مهم یعنی آسان کردن اداره داخلی زندانها با فراهم نمودن بعضی ابزار مطالبی را فهرست وار بیان کردیم.   

          وگفتیم که یکی از مهمترین ابزار سامان دادن به اوضاع داخلی زندانها،وخارج کردن این بلوا وازهم گسیختگی در این دانشگاه تربیتی وتنبیهی ،قبل از هرچیز اجرای صحیح مسئله طبقه بندی متهمین ومجرمین  داخل محبس وندامتگاههای ماست ،که چنانچه این امر حیاتی وباارزش صحیح وزیربنایی در اجراهم موفق نسبی داشته باشد،بسیاری از مشکلات داخلی این مراکز حل خواهندشد.

       اما یکی از دلائلی که به این معزل بعد اهمیت میدهد اینکه بطورخوشبینانه ،حداقل حدود دویست هزار انسان از محکومین ویا متهمین در انتظار حکم وگاه درفصولی بیش از نیم میلیون انسان در این محبسها حضور دائم یا طولانی مدت دارند.که بدون شک آماری بیش از اینهم داشته ایم. واین وضعیت میطلبد که با نگاهی انسانی تر وویژه به مدیریت و اصول نگهداری ومراقبت از این قشر متفاوت ازهر نظر داشته باشیم.
چرا که در طول سال بطور متوسط از هشتصد تا بیش از یک میلیون نفر آمار ورودی وخروجی ندامتگاههای ماست.

         واین معنایش این است که این خیل عظیم که اکثرأهم از طبقه جوان ونوجوانان ما باضافه خلافکاران ومجرمین حرفه ئی وبه عادتی است که در این محیط گردآمده ومدتی را با هم میگذرانند،وزندگی میکنند،وبازهم بسته به شدت جرم خود وطول محکومیت به جامعه آزاد برمیگردند،وهستند در بین این افراد که پس از طی شدن مراحل تحقیقات ودادگاه خود پس از چندین ماه وحتی سال تبرئه شده وبه جرم بیگناهی آزاد میشوند،اما دراین بین تمام این افراد آموخته اند ،آنچه را که نباید لمس کردو آموخت!! شاید بدنباشد که برای مثال یک یا دو نمونه را عرض کنم،

       دانشجویی جوان و بدور از دنیای جرم و وجنایت،که خدا میداند ،حتی کودن ترین آدم هم میتواند بفهمد که این جوان نسبتأ معصوم هرگز متعلق به این مکان خشن وخبیث نیست، حال جرم او، همراه بودن با دختری که یا اورا در دام انداخته ویا جوانی کرده اند. مثالی دیگر : نوجوان یا جوانی هنوز نابالغ وخوش چهره!! که بر حسب تنها یک حادثه؛مواد خلافی را که متعلق به اوهم نبوده است ،حال یا متعلق به پدر پیر وناتوانش ویا برادر بوده ،اکنون این معصومیت اسیر این جاله یا چاه شده است، که تنها خود زندانبانان میدانند که این معنایش چیست؟؟

       اما فعلأدر این مطلب بدون سخن زیاد ودر حالیکه این معزل درکنار ورود مواد به زندانها بزرگترین وبدعاقبت ترین مشکل وخطر برای جامعه ما وحتی جامعه جهانیست که بدون شک وبدون درنگ وبروکراسیهای کشنده باید به آن بپردازند. چرا که این مدرسه ایست که درست در مقابل مدارس ودانشگاههای معمول ما عمل میکند،ودلیل آنهم تنها بی تفاوتی مسئولین ما وگمگشتگی در سیاستهای باصطلاح ملی ومیهنیست!!

        اما اگر چه ساربانان خود بهتر میدانند که شتر را کجابخوابانند! ولی من بازهم توصیه هائی دارم که گمان میکنم برخی کشورهای توسعه یافته نیز اکنون این موارد را بکار میبندند.
        یکی از مهمترین کارها در این مورد وجود مددکاران رسمی وجدی در کنار قاضی وحضور فعال وی در روند اجرای تحقیقات وتکمیل پرونده های مختلف است،که این حضور وموجودیت بویژه در پرونده متهمانی که سابقه دارهم نیستند،ویا در سنین خاصی بسرمیبرند،ویا پرونده هائی که اشخاص معتمد با سابقه درخشان وبدون خلافی را درگیر ساخته است، بشرط آنکه فریب ظاهر شیادان ریاکار را نخوریم، وبسیار جای تعجب است که به چه دلیل قوه قضائیه ما وهمچنین بدنه های فرهنگی درکشور ما از چنین امر مهم وموثری غافل بوده اند،وحال نیز از کنار آن بی دغدغه گذرمیکنند.اگر چه بدون شک مانند هر مورد دیگری که به فرهنگ وزندگانی مردم مربوط میشود،   نداشتن اعتبارات لازم ونبود نیروی امدادگر ومتخصص را بهانه میکنند، اما کافیست که یک نظام که پرجم اسلام محمدی را برفراز دارالحکو.مه خود برافراشته، به چنین مسائل مهم ونتیجه بخشی جدیتر نگاه کند،و پشیزی هم از این ثروت بی حساب، که هر ثانیه در مبالغات وتشریفات هزینه میگرددرا به چنین اموری اختصاص دهند.

       واینجاست که جا دارد از امر مهم طبقه بندی محکومین وزندانیان هم سخنی بمیان آوریم ،چرا که طبقه بندی زندانیان هم نیاز به اعتبارات ویژه ودلسوزانه دارد ،وهم اینکه باید اجرای این جداسازی محکومین ومتهمین بطور صحیح واز جای درست آن ترتیب داده شود،که نظر من بر این است که این جداسازی وطبقه بندی را باید در همان دادگاهها انجام داد ،وآنهم درصورتیکه مددکاران بیشترین نقش را در آن داشته باشند،وبا قاضی پرونده تعاملی سازنده وهمکاری وهمفکری نزدیکی داشته باشند،وبایددانست که ورودیهائی که درهرساعت وهرروزه  تحویل زندان میشوند،زندانها بطورکلی مسئول نوع جرم ومحکومیت اینان نیستندومسئولیت ووظیفه اصلی ندامتگاه حفظ ونگهداری این زندانی در یک شرایط استاندارد وانسانیست. البته این بدان معنا نیست که اداره زندان هیچگونه جداسازی انجام درهنگام تحویل زندانی انجام نمیدهند،بلکه یک نوع جداسازی اولیه ازنظر بسیارجوان بودن وبزرگسال بودن ونوع کلی دیگر مجرمین موادمخدر وجرائمی مانند قتل وسرقت وشاکی خصوصیهاکه به جرائم دادگستری ومحکومین دادگاه انقلاب که معمولأموادمخدر است به بندها واندرزگاههای جداگانه انتقال می یابند. اما باید دانست که این جداسازی دوام چندانی ندارد! زیراکه خلافکار همیشه یکقدم از مأموروقانون جلوتراست،به همین دلیل بعداز مدتی زندانیان باهر ترفندی باز درهم میشوند ،ونظام این طبقه بندی سلیقه یی را برهم میزنند،که البته مسائل یک زندان سری دراز دارد وبسیارپیچیده تراز آنست که بتوان جزء بجزء تشریح کرد،همانگونه که کسی نمیتواند یک معتاد را معنی کند،وتازه اگر بتوانید یک نفررا تعریف کنی یقینأدرمورد دیگران هرگز صادق نیست،مگر بر حسب اتفاق!!اما این هم صادق است که هر خرده سیاستی در هر موردی ابزار خاص خودرا لازم دارد. پس اول اینکه باید این مسئله یعنی ،الف – مکمل قانون//ب – تأمین اعتبارات لازم//ج –جذب  افراد مومن وعلاقه مند وتربیت وآموزش این افراد برای آمادگی وامداد در کسوت مددکاری که بداند با چه کسانی سروکار دارد،ووظیفه اش در دادگاه ودر یک کرسی رسمی وتعریف شده چیست؟؟
 /د –شتاب در ایجاد اردوگاههای تعریف شده ومناسب هر نوع محکومیت خشن ،کوتاه مدت ومحکومیتهای طولانی مدت که در حال ساخت وسازند، وابزاردیگر.........فعلأ خدانگهدار،ودرآرزوی روزی که جامعه یی داشته باشیم ،عاری از هر نوع جرمهای خشن،قانون شکنی،وبزه های کوچکتر،وشهروندانی سلامت وبدوراز بیماری صعب العلاج اعتیاد. انشاءالله............نویسنده 
ابوالقاسمی.    Thursday, July 15, 2010

  ایمیل//masoudwarna@gmail.com /

 

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:14.0pt; font-family:Tahoma; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; display:none; mso-hide:all; text-transform:uppercase; letter-spacing:-.1pt; mso-font-kerning:4.0pt; mso-bidi-language:FA; mso-bidi-font-weight:bold; mso-no-proof:yes;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 89.85pt 72.0pt 89.85pt; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

زندان ومدیریت این سازمان مهم وحساس. قبلأهم در این باب مهم یعنی آسان کردن اداره داخلی زندانها با فراهم نمودن بعضی ابزار مطالبی را فهرست وار بیان کردیم.   

          وگفتیم که یکی از مهمترین ابزار سامان دادن به اوضاع داخلی زندانها،وخارج کردن این بلوا وازهم گسیختگی در این دانشگاه تربیتی وتنبیهی ،قبل از هرچیز اجرای صحیح مسئله طبقه بندی متهمین ومجرمین  داخل محبس وندامتگاههای ماست ،که چنانچه این امر حیاتی وباارزش صحیح وزیربنایی در اجراهم موفق نسبی داشته باشد،بسیاری از مشکلات داخلی این مراکز حل خواهندشد.

       اما یکی از دلائلی که به این معزل بعد اهمیت میدهد اینکه بطورخوشبینانه ،حداقل حدود دویست هزار انسان از محکومین ویا متهمین در انتظار حکم وگاه درفصولی بیش از نیم میلیون انسان در این محبسها حضور دائم یا طولانی مدت دارند.که بدون شک آماری بیش از اینهم داشته ایم. واین وضعیت میطلبد که با نگاهی انسانی تر وویژه به مدیریت و اصول نگهداری ومراقبت از این قشر متفاوت ازهر نظر داشته باشیم.
چرا که در طول سال بطور متوسط از هشتصد تا بیش از یک میلیون نفر آمار ورودی وخروجی ندامتگاههای ماست.

         واین معنایش این است که این خیل عظیم که اکثرأهم از طبقه جوان ونوجوانان ما باضافه خلافکاران ومجرمین حرفه ئی وبه عادتی است که در این محیط گردآمده ومدتی را با هم میگذرانند،وزندگی میکنند،وبازهم بسته به شدت جرم خود وطول محکومیت به جامعه آزاد برمیگردند،وهستند در بین این افراد که پس از طی شدن مراحل تحقیقات ودادگاه خود پس از چندین ماه وحتی سال تبرئه شده وبه جرم بیگناهی آزاد میشوند،اما دراین بین تمام این افراد آموخته اند ،آنچه را که نباید لمس کردو آموخت!! شاید بدنباشد که برای مثال یک یا دو نمونه را عرض کنم،

       دانشجویی جوان و بدور از دنیای جرم و وجنایت،که خدا میداند ،حتی کودن ترین آدم هم میتواند بفهمد که این جوان نسبتأ معصوم هرگز متعلق به این مکان خشن وخبیث نیست، حال جرم او، همراه بودن با دختری که یا اورا در دام انداخته ویا جوانی کرده اند. مثالی دیگر : نوجوان یا جوانی هنوز نابالغ وخوش چهره!! که بر حسب تنها یک حادثه؛مواد خلافی را که متعلق به اوهم نبوده است ،حال یا متعلق به پدر پیر وناتوانش ویا برادر بوده ،اکنون این معصومیت اسیر این جاله یا چاه شده است، که تنها خود زندانبانان میدانند که این معنایش چیست؟؟

       اما فعلأدر این مطلب بدون سخن زیاد ودر حالیکه این معزل درکنار ورود مواد به زندانها بزرگترین وبدعاقبت ترین مشکل وخطر برای جامعه ما وحتی جامعه جهانیست که بدون شک وبدون درنگ وبروکراسیهای کشنده باید به آن بپردازند. چرا که این مدرسه ایست که درست در مقابل مدارس ودانشگاههای معمول ما عمل میکند،ودلیل آنهم تنها بی تفاوتی مسئولین ما وگمگشتگی در سیاستهای باصطلاح ملی ومیهنیست!!

        اما اگر چه ساربانان خود بهتر میدانند که شتر را کجابخوابانند! ولی من بازهم توصیه هائی دارم که گمان میکنم برخی کشورهای توسعه یافته نیز اکنون این موارد را بکار میبندند.
        یکی از مهمترین کارها در این مورد وجود مددکاران رسمی وجدی در کنار قاضی وحضور فعال وی در روند اجرای تحقیقات وتکمیل پرونده های مختلف است،که این حضور وموجودیت بویژه در پرونده متهمانی که سابقه دارهم نیستند،ویا در سنین خاصی بسرمیبرند،ویا پرونده هائی که اشخاص معتمد با سابقه درخشان وبدون خلافی را درگیر ساخته است، بشرط آنکه فریب ظاهر شیادان ریاکار را نخوریم، وبسیار جای تعجب است که به چه دلیل قوه قضائیه ما وهمچنین بدنه های فرهنگی درکشور ما از چنین امر مهم وموثری غافل بوده اند،وحال نیز از کنار آن بی دغدغه گذرمیکنند.اگر چه بدون شک مانند هر مورد دیگری که به فرهنگ وزندگانی مردم مربوط میشود،   نداشتن اعتبارات لازم ونبود نیروی امدادگر ومتخصص را بهانه میکنند، اما کافیست که یک نظام که پرجم اسلام محمدی را برفراز دارالحکو.مه خود برافراشته، به چنین مسائل مهم ونتیجه بخشی جدیتر نگاه کند،و پشیزی هم از این ثروت بی حساب، که هر ثانیه در مبالغات وتشریفات هزینه میگرددرا به چنین اموری اختصاص دهند.

       واینجاست که جا دارد از امر مهم طبقه بندی محکومین وزندانیان هم سخنی بمیان آوریم ،چرا که طبقه بندی زندانیان هم نیاز به اعتبارات ویژه ودلسوزانه دارد ،وهم اینکه باید اجرای این جداسازی محکومین ومتهمین بطور صحیح واز جای درست آن ترتیب داده شود،که نظر من بر این است که این جداسازی وطبقه بندی را باید در همان دادگاهها انجام داد ،وآنهم درصورتیکه مددکاران بیشترین نقش را در آن داشته باشند،وبا قاضی پرونده تعاملی سازنده وهمکاری وهمفکری نزدیکی داشته باشند،وبایددانست که ورودیهائی که درهرساعت وهرروزه  تحویل زندان میشوند،زندانها بطورکلی مسئول نوع جرم ومحکومیت اینان نیستندومسئولیت ووظیفه اصلی ندامتگاه حفظ ونگهداری این زندانی در یک شرایط استاندارد وانسانیست. البته این بدان معنا نیست که اداره زندان هیچگونه جداسازی انجام درهنگام تحویل زندانی انجام نمیدهند،بلکه یک نوع جداسازی اولیه ازنظر بسیارجوان بودن وبزرگسال بودن ونوع کلی دیگر مجرمین موادمخدر وجرائمی مانند قتل وسرقت وشاکی خصوصیهاکه به جرائم دادگستری ومحکومین دادگاه انقلاب که معمولأموادمخدر است به بندها واندرزگاههای جداگانه انتقال می یابند. اما باید دانست که این جداسازی دوام چندانی ندارد! زیراکه خلافکار همیشه یکقدم از مأموروقانون جلوتراست،به همین دلیل بعداز مدتی زندانیان باهر ترفندی باز درهم میشوند ،ونظام این طبقه بندی سلیقه یی را برهم میزنند،که البته مسائل یک زندان سری دراز دارد وبسیارپیچیده تراز آنست که بتوان جزء بجزء تشریح کرد،همانگونه که کسی نمیتواند یک معتاد را معنی کند،وتازه اگر بتوانید یک نفررا تعریف کنی یقینأدرمورد دیگران هرگز صادق نیست،مگر بر حسب اتفاق!!اما این هم صادق است که هر خرده سیاستی در هر موردی ابزار خاص خودرا لازم دارد. پس اول اینکه باید این مسئله یعنی ،الف – مکمل قانون//ب – تأمین اعتبارات لازم//ج –جذب  افراد مومن وعلاقه مند وتربیت وآموزش این افراد برای آمادگی وامداد در کسوت مددکاری که بداند با چه کسانی سروکار دارد،ووظیفه اش در دادگاه ودر یک کرسی رسمی وتعریف شده چیست؟؟
 /د –شتاب در ایجاد اردوگاههای تعریف شده ومناسب هر نوع محکومیت خشن ،کوتاه مدت ومحکومیتهای طولانی مدت که در حال ساخت وسازند، وابزاردیگر.........فعلأ خدانگهدار،ودرآرزوی روزی که جامعه یی داشته باشیم ،عاری از هر نوع جرمهای خشن،قانون شکنی،وبزه های کوچکتر،وشهروندانی سلامت وبدوراز بیماری صعب العلاج اعتیاد. انشاءالله............نویسنده 
ابوالقاسمی.    Thursday, July 15, 2010

  ایمیل//masoudwarna@gmail.com /

 

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:14.0pt; font-family:Tahoma; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; display:none; mso-hide:all; text-transform:uppercase; letter-spacing:-.1pt; mso-font-kerning:4.0pt; mso-bidi-language:FA; mso-bidi-font-weight:bold; mso-no-proof:yes;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 89.85pt 72.0pt 89.85pt; mso-header-margin:35.45pt; mso-footer-margin:35.45pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

زندان ومدیریت این سازمان مهم وحساس. قبلأهم در این باب مهم یعنی آسان کردن اداره داخلی زندانها با فراهم نمودن بعضی ابزار مطالبی را فهرست وار بیان کردیم.   

          وگفتیم که یکی از مهمترین ابزار سامان دادن به اوضاع داخلی زندانها،وخارج کردن این بلوا وازهم گسیختگی در این دانشگاه تربیتی وتنبیهی ،قبل از هرچیز اجرای صحیح مسئله طبقه بندی متهمین ومجرمین  داخل محبس وندامتگاههای ماست ،که چنانچه این امر حیاتی وباارزش صحیح وزیربنایی در اجراهم موفق نسبی داشته باشد،بسیاری از مشکلات داخلی این مراکز حل خواهندشد.

       اما یکی از دلائلی که به این معزل بعد اهمیت میدهد اینکه بطورخوشبینانه ،حداقل حدود دویست هزار انسان از محکومین ویا متهمین در انتظار حکم وگاه درفصولی بیش از نیم میلیون انسان در این محبسها حضور دائم یا طولانی مدت دارند.که بدون شک آماری بیش از اینهم داشته ایم. واین وضعیت میطلبد که با نگاهی انسانی تر وویژه به مدیریت و اصول نگهداری ومراقبت از این قشر متفاوت ازهر نظر داشته باشیم.
چرا که در طول سال بطور متوسط از هشتصد تا بیش از یک میلیون نفر آمار ورودی وخروجی ندامتگاههای ماست.

         واین معنایش این است که این خیل عظیم که اکثرأهم از طبقه جوان ونوجوانان ما باضافه خلافکاران ومجرمین حرفه ئی وبه عادتی است که در این محیط گردآمده ومدتی را با هم میگذرانند،وزندگی میکنند،وبازهم بسته به شدت جرم خود وطول محکومیت به جامعه آزاد برمیگردند،وهستند در بین این افراد که پس از طی شدن مراحل تحقیقات ودادگاه خود پس از چندین ماه وحتی سال تبرئه شده وبه جرم بیگناهی آزاد میشوند،اما دراین بین تمام این افراد آموخته اند ،آنچه را که نباید لمس کردو آموخت!! شاید بدنباشد که برای مثال یک یا دو نمونه را عرض کنم،

       دانشجویی جوان و بدور از دنیای جرم و وجنایت،که خدا میداند ،حتی کودن ترین آدم هم میتواند بفهمد که این جوان نسبتأ معصوم هرگز متعلق به این مکان خشن وخبیث نیست، حال جرم او، همراه بودن با دختری که یا اورا در دام انداخته ویا جوانی کرده اند. مثالی دیگر : نوجوان یا جوانی هنوز نابالغ وخوش چهره!! که بر حسب تنها یک حادثه؛مواد خلافی را که متعلق به اوهم نبوده است ،حال یا متعلق به پدر پیر وناتوانش ویا برادر بوده ،اکنون این معصومیت اسیر این جاله یا چاه شده است، که تنها خود زندانبانان میدانند که این معنایش چیست؟؟

       اما فعلأدر این مطلب بدون سخن زیاد ودر حالیکه این معزل درکنار ورود مواد به زندانها بزرگترین وبدعاقبت ترین مشکل وخطر برای جامعه ما وحتی جامعه جهانیست که بدون شک وبدون درنگ وبروکراسیهای کشنده باید به آن بپردازند. چرا که این مدرسه ایست که درست در مقابل مدارس ودانشگاههای معمول ما عمل میکند،ودلیل آنهم تنها بی تفاوتی مسئولین ما وگمگشتگی در سیاستهای باصطلاح ملی ومیهنیست!!

        اما اگر چه ساربانان خود بهتر میدانند که شتر را کجابخوابانند! ولی من بازهم توصیه هائی دارم که گمان میکنم برخی کشورهای توسعه یافته نیز اکنون این موارد را بکار میبندند.
        یکی از مهمترین کارها در این مورد وجود مددکاران رسمی وجدی در کنار قاضی وحضور فعال وی در روند اجرای تحقیقات وتکمیل پرونده های مختلف است،که این حضور وموجودیت بویژه در پرونده متهمانی که سابقه دارهم نیستند،ویا در سنین خاصی بسرمیبرند،ویا پرونده هائی که اشخاص معتمد با سابقه درخشان وبدون خلافی را درگیر ساخته است، بشرط آنکه فریب ظاهر شیادان ریاکار را نخوریم، وبسیار جای تعجب است که به چه دلیل قوه قضائیه ما وهمچنین بدنه های فرهنگی درکشور ما از چنین امر مهم وموثری غافل بوده اند،وحال نیز از کنار آن بی دغدغه گذرمیکنند.اگر چه بدون شک مانند هر مورد دیگری که به فرهنگ وزندگانی مردم مربوط میشود،   نداشتن اعتبارات لازم ونبود نیروی امدادگر ومتخصص را بهانه میکنند، اما کافیست که یک نظام که پرجم اسلام محمدی را برفراز دارالحکو.مه خود برافراشته، به چنین مسائل مهم ونتیجه بخشی جدیتر نگاه کند،و پشیزی هم از این ثروت بی حساب، که هر ثانیه در مبالغات وتشریفات هزینه میگرددرا به چنین اموری اختصاص دهند.

       واینجاست که جا دارد از امر مهم طبقه بندی محکومین وزندانیان هم سخنی بمیان آوریم ،چرا که طبقه بندی زندانیان هم نیاز به اعتبارات ویژه ودلسوزانه دارد ،وهم اینکه باید اجرای این جداسازی محکومین ومتهمین بطور صحیح واز جای درست آن ترتیب داده شود،که نظر من بر این است که این جداسازی وطبقه بندی را باید در همان دادگاهها انجام داد ،وآنهم درصورتیکه مددکاران بیشترین نقش را در آن داشته باشند،وبا قاضی پرونده تعاملی سازنده وهمکاری وهمفکری نزدیکی داشته باشند،وبایددانست که ورودیهائی که درهرساعت وهرروزه  تحویل زندان میشوند،زندانها بطورکلی مسئول نوع جرم ومحکومیت اینان نیستندومسئولیت ووظیفه اصلی ندامتگاه حفظ ونگهداری این زندانی در یک شرایط استاندارد وانسانیست. البته این بدان معنا نیست که اداره زندان هیچگونه جداسازی انجام درهنگام تحویل زندانی انجام نمیدهند،بلکه یک نوع جداسازی اولیه ازنظر بسیارجوان بودن وبزرگسال بودن ونوع کلی دیگر مجرمین موادمخدر وجرائمی مانند قتل وسرقت وشاکی خصوصیهاکه به جرائم دادگستری ومحکومین دادگاه انقلاب که معمولأموادمخدر است به بندها واندرزگاههای جداگانه انتقال می یابند. اما باید دانست که این جداسازی دوام چندانی ندارد! زیراکه خلافکار همیشه یکقدم از مأموروقانون جلوتراست،به همین دلیل بعداز مدتی زندانیان باهر ترفندی باز درهم میشوند ،ونظام این طبقه بندی سلیقه یی را برهم میزنند،که البته مسائل یک زندان سری دراز دارد وبسیارپیچیده تراز آنست که بتوان جزء بجزء تشریح کرد،همانگونه که کسی نمیتواند یک معتاد را معنی کند،وتازه اگر بتوانید یک نفررا تعریف کنی یقینأدرمورد دیگران هرگز صادق نیست،مگر بر حسب اتفاق!!اما این هم صادق است که هر خرده سیاستی در هر موردی ابزار خاص خودرا لازم دارد. پس اول اینکه باید این مسئله یعنی ،الف – مکمل قانون//ب – تأمین اعتبارات لازم//ج –جذب  افراد مومن وعلاقه مند وتربیت وآموزش این افراد برای آمادگی وامداد در کسوت مددکاری که بداند با چه کسانی سروکار دارد،ووظیفه اش در دادگاه ودر یک کرسی رسمی وتعریف شده چیست؟؟
 /د –شتاب در ایجاد اردوگاههای تعریف شده ومناسب هر نوع محکومیت خشن ،کوتاه مدت ومحکومیتهای طولانی مدت که در حال ساخت وسازند، وابزاردیگر.........فعلأ خدانگهدار،ودرآرزوی روزی که جامعه یی داشته باشیم ،عاری از هر نوع جرمهای خشن،قانون شکنی،وبزه های کوچکتر،وشهروندانی سلامت وبدوراز بیماری صعب العلاج اعتیاد. انشاءالله............نویسنده 
ابوالقاسمی.    Thursday, July 15, 2010

  ایمیل//masoudwarna@gmail.com /