سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

لغو کنسرت ها در مشهد خراسان ایران وآسیب ها
ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٥   کلمات کلیدی: لغو کنسرت ها ،در مشهد خراسان ،رانت و اختلاص ،فساد اشراف زاده ها

هر نوع کنسرت هنری و شاد به ظن و حکم نماینده ولی فقیه "حجه֔ الاسلام علم الهدی" در استان "خراسان رضوی" بخصوص شهر "مشهدالرضا" ممنوع است!

بله، شاید بساط و اسباب شادی و هیجان بحق و منطقی مردم و بویژه "جوانان مشهد" برچیده شد! اما بدون هیچ تردیدی، در عوض بساط شادی و هیجان و نفرت پراکنی دشمنان انقلاب و شبکه های بیگانه و دوست آنها بخوبی مهیا و برپا شد. 

باید حصاری شیشه یی وو شفاف بر گرد آقازادگان و خودیها کشید..


‏اوت‏ 25‏، 2016

ممنوعیت کنسرت موسیقی سنتی در مشهد یا خراسان رضوی و ایران

هر نوع کنسرت هنری و شاد به ظن و حکم نماینده ولی فقیه "حجه֔ الاسلام علم الهدی" در استان "خراسان رضوی" بخصوص شهر "مشهدالرضا" ممنوع است!

بله، شاید بساط و اسباب شادی و هیجان بحق و منطقی مردم و بویژه "جوانان مشهد" برچیده شد! اما بدون هیچ تردیدی، در عوض بساط شادی و هیجان و نفرت پراکنی دشمنان انقلاب و شبکه های بیگانه و دوست آنها بخوبی مهیا و برپا شد.
مگر نه اینکه کارامدترین ابزار دشمنان اسلام و بویژه تشیع و انقلاب گران سنگ مردم ایران، مبالغه در اشاعه ارتجاع و تقابل با حقوق طبیعی مردم ایران توسط آخوندها و بخصوص روحانیت است! و البته  مقصد اصلی دشمنان انقلاب هم ضربه زدن به اصل ولایت در اسلام است! و چه بهتر که چنین احکام و حرکت های اشتباه و خرافی! از سوی یک نماینده ولی فقیه و مقام رهبری انجام شود.

متاسفانه روزی نیست که در این کشور ملوک الطوایفی و نظام تریبون ها و منابر احکام لازم الاجرا !! حکمی و یا خطابه یی ایراد نشود! که زحمات نظام قانونی کشور را دچار تنش نسازد! و ساعتی نمیگذرد مگر اینکه عده و گروه کثیری از مردم این کشور فقر زده و فساد زده را دچار نگرانی و نا امیدی نکند!!

صدها مثال میتوان آورد! که یک روز یک فرمانده نظامی یا سپاهی خطابه و بلوا میکند! روزی دیگر یک مبلغ اسلام و طلبه کشور را دچار تشویش و نفرت میکند! دیگر روز ناگهان یک روحانی ارشد و یا بدتر از آن یک امام جمعه خوراک صدها رسانه معلوم النام و روباه صفت را مهیا میکند! و این ماجرا همچنان ادامه دارد و تمام شدنی نیست . و نخواهد بود، و تنها یک چاره و راه دارد و لاغیر! و ادعا میکنم که من بارها و بارها در همه مشکلات کشورم گفته و صدها صفحه نوشته ام! که اصل همه آن ها همین بوده است...و تنها دلهایمان برای این کشور ریشه دار و باستانی و این انقلاب بزرگ اسلامی نوپای آن میسوزد و نگرانیم.

کشوری که در سخت ترین روزها و سالها و در تقابل و دشمنی قوی ترین و ناجوانمردترین دروغگویان دنیای ثروت و سیاست! داخلی و خارجی ! اکنون به این درجه از قدرت و عزت رسیده، و تا آنجا که نام ایران دشمنان ابر قدرتش را نیز میترساند! و در حالی که ثبات سیاسی و جغرافیایی و امنیت کم بدیل سرزمینش، چشم دشمنان را کور کرده است!

آیا رواست که در عوض این همه افتخار، و ایثار مال و جان و تقدیم فرزندان ؛ در عوض توسط بعضی مسئولان و مدیران و آقا یا آقا زادگان داخلی خود این مردم! دچار نا امنی های مختلف مالی و رانتی و بی عدالتی قرار گیرند! و یا مال و آسایش زندگیشان با حرکات برخی دنیا طلبان یا بی بصیرتان مورد تعرض و ظلم واضح قرار گیرد! ..و..و..و...

  ریسمان سکون و تعادل اخلاقی این کشتی طوفان زده از دست های صاحبان اصلی آن رها گشته، و بدست آوردن آن بسیار سخت و شاید ناشدنی است! چرا که این کشتی در دستان جمعی بنگاه دار و ریاکار بی نماز نمازخوان! افتاده است! و سرنشینان ضعیف و سر در گم این کشور بسیار ناتوان تر از آنند که بتوانند بر این رجالان دنیا پرست که نمونه آنها در زندانها و هم بیرون و در جامعه قدرت نمایی میکنند، پیروز شوند. چرا که این قشر چند صد هزار نفره، منافع و شئونات کشور و دین ناب! برایشان اولویت نیست! و در واقع هیچ اعتقادی به اخلاق و شفافیت ذاتی ندارند! گرچه رفتار گفتار و اعمال ظاهری آنان عکس این را نشان میدهد!
پس منافع کشور و جامعه و مردم اصلی و عادی هیچ ارزش و اهمیتی برای این گروه ندارند! اما خیلی راحت و آسان میتوانند مردم را عزیز و بزرگوار و فهیم خطاب کنند! پس قانون و شایستگی در کشور بیکار و منفعل است!

 چاره گشودن گره های مختلف کشور، قدرت قاطع یک قانون است، که قادر باشد کسانی را که باید بنشینند! با صلابت بنشاند! و گرداگرد زندگی و رفتار اجتماعی آنان حصاری شیشه یی و شفاف بکشند! و هیچ مقام و شخص حقیقی یا حقوقی استثنا و تافته جدا بافته نباشد! و آن قدرت فقط و فقط قانون اساسی کشور است!
قانونی که در حجره ها یا تریبونها نوشته و یک شبه صادر نشود! و هر روز و سال برنامه های ناشدنی و شعار های پر طمطراق برای کشور تبدیل به قوانین نانوشته نگردد...

حال اگر تصور میکنید که کسی یا کسانی توانایی و قدرت اجرای این روش کشور داری را دارند به آینده و کشور امیدوار باشید! و اگر نه، که همین فقر و فساد و اختلاس و رانت خواری و قدرت نمایی آقازادگان مانند گذشته خواهد بود...