سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

اقتصاد مقاومتی یا خودکفایی کدام درست است
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۳۱   کلمات کلیدی: خودکفایی ،اقتصاد مقاومتی ،شفافیت اقتصادی کابوس یقه سفیدها

آیا اقتصاد مقاومتی همان شعار و آرمان انقلاب 57 نیست.

اقتصاد مقاومتی امروز، یا خود کفایی سی و هشت سال پیش  یک شعار بسیار قدیمی بوده و هست!

چرا بعضی مسؤولان درجه یک و یا وزیران و نمایندگان خودی، شعار سرک کشیدن به حسابهای مردم حرام است را سر میدهند! و شفاف شدن حسابها و معاملات اقتصادی را یک خط قرمز پر رنگ میدانند!

مگر اینکه دستها و قلم هایی را که مجوز رانت فروشی و امضای طلایی دارند را قطع و از بیت المال دور کرد

و هیچ نهاد قدرتمند یا هر نورچشمی! از ذره بین حسابرسی های مالی بدور نمانده و استثنا نشوند.



اقتصاد مقاومتی که این روزها و چند سال است نقل هر محفلی و تیتر هر مطلب و سخنرانی شده است چیست؟
آیا اقتصاد مقاومتی مطلب و چیز جدیدی است که از آستین کسی بیرون آمده است؟ و آیا بواقع اقتصاد مقاومتی سیاست نوظهور و درمان همه درد های کشور ایران است؟

 سیاست مقاومتی در معنای لغوی آن و بطور ساده یعنی اینکه اقتصاد کشور را به سطحی برسانیم که کشور اگر لازم شد! بدون نیاز به خارج از مرزهای خود، بتواند روی پای خود بایستد! و با هیچ تحریم یا هر بحران خارجی یا داخلی! فلج نشویم. و این اصل هدف سیاست های رسیدن به اقتصاد مقاومتی میباشد.
 پس میبینیم که در گفتن و شعار دادن بسیار آسان است! اما آنچه که مشکل است و در کشور ایران کنونی و در این حکومت مذهبی ناشدنی و محال است، همان سیاست های رسیدن به اقتصادی مقاوم و خود کفاست! بله، خودکفایی !

    اقتصاد مقاومتی امروز، یا خود کفایی سی و هشت سال پیش  یک شعار بسیار قدیمی بوده و هست! شعاری که در همه نظام ها ، از کم و بیش بوده است ! خودکفایی از مهمترین اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی قدس سره بود. اقتصاد مقاومتی همان کفایی و بریده شدن دست بیگانگان از اقتصاد کشور بود.

   اما آنروز جنگی ناخواسته و هشت ساله به مردم ما تحمیل شد، و ملت ایران دچار آن محنت و سوگ بزرگ شد، که البته برای برخی از خودیهای نظام و وابستگانشان رحمت و سود عظیم بود!
 بهرحال هرچه شد آن بود که آرزو و سیاست های خود کفا شدن کشور فراموش شد و جای خودرا به خود کفایی بعضی آقازادگان و بسیاری از کلاه برداران سطح جامعه داد، که به هر نحوی با روحانیت یا بستگانشان زدو بندی داشتند...

خود کفائی یا همین اقتصاد مقاومتی امروز، تمام و کمال در خدمت جنگ قرار گرفت. لذا بسیار افرادی فرصت طلب در زمان جنگ و هم پس از جنگ، از این پوستین برای خود هزاران و هزاران قبای خوش پوش دوختند.

   با هر نحوی اکثر خزائن و منابع منقول و غیر منقول کشور را ، ملی و غیر ملی در اختیار گرفتند، که هنوز هم آسیاب بر همین راستا و پاشنه میچرخد، و اینجاست که روشن میشود :
       چرا بعضی مسؤولان درجه یک و یا وزیران و نمایندگان خودی، شعار سرک کشیدن به حسابهای مردم حرام است را سر میدهند! و شفاف شدن حسابها و معاملات اقتصادی را یک خط قرمز پر رنگ میدانند! بخصوص تفحص و تحقیق در مورد سی سال گذشته ! یعنی حتی پس از جنگ تا بحال ، چرا؟

          چون بوضوح آشکار میشود چه کسانی که در دوران جنگ و انقلاب یک پیکان و یا خانه یی کلنگی هم نداشتند! امروز داراییها و مستغلات و ثروت های نقدی شان سر به آسمان می ساید! و هر چه هم که به انحاء مختلف ثروتشان را مخفی کنند، بازهم قله های این کوه ثروت حرام و دزدی که از اموال پابرهنگان و صاحبان اصلی انقلاب! که امروز در رنج و فقر و بی عدالتی، به فغان آمده اند ، و از دولت سر علمای مذهبی و سکوت آنان! نصیبشان شده است، هویدا و پدیدار است.

         پس با هر ترفندی ، این دولت و هر دولت یا مجلس یا قوه قضائیه دیگری، از این سرک کشیدن به حساب و اموال ظاهرآ مردم!! اما در واقع آقازاده ها و خودیها جلوگیری میکنند.

        این همان فقدان اولاترین اصل اول اقتصاد مدرن جهان پیشرفته است که به آن شفافیت اقتصادی در تجارت های داخلی و جهانی، و بخصوص اعلام وضعیت اموال مسئولان دولتی و دلالان نیمه دولتی میباشد. 

        و متاسفانه شرکت های خارجی هم که با ایران معامله میکنند، خود واقف هستند که با چه شرایطی میتوانند با شرکتهای ایرانی، بخصوص شرکتهای دولتی و نیمه دولتی میتوانند کار کنند!
 و میدانند که در ایران قراردادها کاملآ مخفی و محرمانه است، و همیشه همه معاملات با تدبیر دولت و امید واهی ملت انجام میشود. و متاسفانه این خارجی ها مانند فرانسه و المان و... از بابت همین افشا نکردن ها هم کلی باج میگیرند! که مصرف کننده پابرهنه آنرا متقبل میشود... 

  و اینجاست که میگوییم در کشور ایران رسیدن به خودکفایی دیروز یا سیاست های اقتصاد مقاومتی امروز امری نشدنی و محال است. چرا که مردم ایران عادت کرده اند که زیاده خواه باشند، و هر کس پوستین خودش را میدوزد. مگر اینکه:
        مگر اینکه سیاست ها و آیین نامه هایی جدی و قاطع تدوین ، تصویب و اجرا شود.

        مگر اینکه دست هر زیاده خواه و منفعت طلب افراط گرایی از شانه قطع شود.

        مگر اینکه دستها و قلم هایی را که مجوز رانت فروشی و امضای طلایی دارند را قطع و از بیت المال دور کرد.

        مگر اینکه آنهمه دکان و دفاتر؛ که بنام صندوق اعتباری و بانک پول مردم را جمع و با آنهمه ثروت، به تنزیل و رباخواری و اخلال در بازار و اقتصاد کشور میکنند را بدون ترحم و بدون توجه به اینکه فرزند کدام آقا یا خودش کدام آقا هست برچید، و چنانچه مجوز فعالیت دارند، از یک به یک ریال های آنها حساب کشید.

       مگر اینکه هیچ نهادی، از نهاد رهبری گرفته تا سپاه پاسداران و بنیاد مستضعفین و کمیته های مختلفی مانند امداد و و...از ذره بین حسابرسی های مالی بدور نمانده و استثنا نشوند.

       و مگر اینکه هیچ قرارداد و معامله مخفی و محرمانه یی در کشور بین شرکت های داخلی یا معاملات خارجی انجام نشود! و قانون اجازه آنرا ندهد! پس آیا تصور میکنید چنین شفافیت و چنین کسب و کاری در ایران قابل تصور است؟  هرگز...