سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

ستاره های رقت انگیز ودافع تبعیض جنسیتی و حقوق زنان
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٧   کلمات کلیدی: آزادی زنان ،حجاب ،افراط و تفریط ،افراط و تندروهای مذهبی

  چهره و ماهیت زنان جهان را به دروغ در خود خلاصه کرده اند! و در حالیکه بیگانه هستند با زنانی که ستون محکم خانواده ها هستند..

   آیا همجنس بازان و تشنگان سکس ، و نیز آزادی خواهان نامحدود حجاب باید پرچمداران حقوق زنان و این ها ضروری ترین حقوق زنان و دختران جهان است؟  

    تبعیض جنسیتی و افراط جاهلانه راه را برای تهاجم فرهنگی باز میکند...

در ادامه مطلب... 

 


تحقیر و ترحم به زنان بهانه یی بنام مساوات جنسیت! 
 ترحم ساختگی به زنان در جهان ابزاری در دست سازمان های حقوق بشر غرب شده است ؛ و برای رنگ و بو دادن به این ادعای کاذب ، صنعت سینما و نمایش و کارکنان بازیگر این صنعت بیش از دیگران تلاش میکنند. در حالیکه حقوق واقعی زنان و مظلومیت زنان متن جامعه و زنانی که همسران و مادران یا مدیران واقعی زندگی های واقعی هستند؛ در سایه زنان حقیر و رقت انگیز پر زرق و برق؛ بر فرش های قرمز فراموش و دیده نمیشود!

             ظلم و تبعیض های جنسیتی در عالم بازیگری و باصطلاح هنر های نمایش و سینما! بیش از هر آموزشکده دیگر زنان را تحقیر و به بردگی های جنسی و سکس سوق داده است. آشکارا دیده میشود زنانی را که در ازاء یک جایزه از بنگاه هایی مانند زیر مجموعه های فاکس یا پارامونت و... مزدور سیاست مداران و جامعه یک درصدی جهان هستند! از زنان و حقوق آنان سنگری برای پیشبرد اربابان مرد خود ساخته اند! 
   چهره و ماهیت زنان جهان را به دروغ در خود خلاصه کرده اند! و در حالیکه بیگانه هستند با:
       زنانی که ستون محکم خانواده ها هستند؛ و زنانی که خود را با مادر شدن و مادر بودن کامل میبینند، و زنانی که از مرد های تنها و شاید لاابالی پدران توانا و قوی می سازند، و زنانی که شانه به شانه آن مردان در تکامل این جهان انسانی و بقای نسل های آن نقش اصلی را بر عهده دارند، و از غرایز  انسانی خود فرار نمیکنند، و زنانی که با انتخاب خود پسران و نیز دختران را برای تکرار نوع خود به آینده ها تقدیم میکنند!

              زنان بزرگ منشی چنانچه از سر جبر و ناخواسته، احیانآ به بیماریها و انحرافات جنسی دچار شده اند! به تمایلات غیر منطقی خود افتخار نمیکنند، و زنانی که هرگز دختر نوجوان نابالغی را برای رفع عطش شهوت غیر طبیعی خود در آغوش آلوده خود نمی گیرند .
  اما باور غلط اکثریت ما مردم ، اینجاست که تمام مشکلات و مصائب و اسارت زنان  و دختران را در خواست و سیاست حکومت ها می جوییم! و این باوری غلط و نادرست است! و اگرچه دولت ها در امر رسیدگی به ظلم و تبعیضی که ناروا و به دلیل سنت ها و حتی مذاهب افراطی بر زنان در جوامع مختلف روا میدارند ، بسیار کوتاهی میکنند، و حتی در حکومت هایی که زنان در مقام و پست های مدیریت ارشد می باشند، همه آن شعار های قبل از آنرا به سیاست های دیگر می فروشند! 

            زنان در همه جهان بدلیل جهل و تعصب های غیر منطقی مورد تبعیض قرار میگیرند. و به وضوح دیده می شود که زن چگونه در جامعه و در محیط امن خانه خود یا والدین خود مورد کم مهری مضاعف و تبعیض جنسیتی قرار میگیرد. تبعیضی که برخاسته از تعصبات بیجا و باورهای غلط و تفسیر های غلط و نادرست از دین و سنتی شدن مذاهب افراطی و فاصله گرفتن از دین اولیه و ناب پیامبران اولوالعزم خداوند است.

            اینجا من اگر بخواهم فقط از دین خودم اسلام و بگویم، مشهور است که میگویند بیش از هفتاد فرقه و مذهب ادعای حقانیت خواهند کرد! حالا معلوم نیست سنی چند امامی ! صوفی ! تکفیری !وهابی ها یا داعش یا سیاست بازها یا طالبان یا بهائیت ! کاتولیک ارتدکس یا صهیونیسم !! و . . .حق هستند! 
   موضوع زنان و آزادی های زن و حد تبعیض و مساوات زن و مرد در هر کدام از این مذاهب به گونه یی تعبیر و تفسیر شده است! و این از عقل و منطق بدور است که تصور کنیم خداوند بزرگ به هر نسلی و هر نژادی دستور متفاوتی داده باشد! و این از عدالت و از صفات و اسماء حسنای  پروردگار یکتا بدور است.     
 بطوریکه نمیتوان یک بخش از دین را گرفت و یا بخش هایی از کلام خدا را در قرآن یا انجیل و... گرفت یا حتی تبدیل به قانون و اجبار کرد! و در همان حال دستورات دیگری را اعمال و حتی توجه هم نکرد. و این یعنی جنگ با خدا و دین رسول خدا و اهل بیت ! 
 همان خدایی که توصیه به نصیحت دیگران و نهی از منکرات کرده است؛ و همان خدایی که زنان و مردان را به حجب و عفاف کرده است ؛ همان خدا هم احترام به حقوق زن را واجب کرد! همان خدا هم ربا و ظلم و سوء استفاده از مردم را برای ثروت اندوزی و قدرت طلبی محکوم و حرام کرده است. اما متاسفانه ما همان بخشهایی از دین را سخت میگیریم که طبقات ضعیف تر جامعه مجبور به انجام ان هستند و نیز ظاهر جامعه مارا اسلامی نشان میدهد!!!

            پس چرا دختران و پسران جوان و مردم یک کشور جذب بنگاه ها و رسانه های بیگانه میشوند و گاهی هم حرف و گلایه های خودرا از این تریبون ها عنوان میکنند؟
 آیا جز این است که از نظام و کشور خود نا امید شده اند؟ آیا غیر از این است که تحمل زندگی در یک زندگی و جاده یکطرفه را ندارند؟ 
 در جهان پیشرفته امروز دیگر هیچ فناوری مدرنی اختصاصی کسی یا نظامی نیست. و فناوریهای اطلاعات و رسانه هم از این خاصیت جدا نیست. مردم و جوانان براحتی در کسری از زمان به هر خبر و اطلاعاتی دست می یابند! و عکس این قضیه نیز صادق است، یعنی اینکه نقد و نظر خود را با همین سادگی بگوش دیگر همنوعان خود قرار میدهند! و دیگر شاید خوراندن کلی اخبار و اطلاعات یکطرفه به مخاطب آسان نیست؛ و مردم با دریافت اطلاعات از منابع مختلف میتوانند آنرا تحلیل و راستی آزمایی کنند. 
 پس دشمنان یک نظام هم میتوانند با استفاده از حفره های عبور و نیز اختناق و مشکلات یک کشور به جذب جوانان و القائات بد و خوب خود بپردازد!

                 اینجاست که زنان هرزه و مردانی زن باره و بیماران جنسی بنام هنر و هنرمند دختران جوان و تازه بالغ را مجذوب میکنند . و اینجاست که زنان در دیگر سرزمین ها با فرهنگ های انسانی متفاوت دچار چند گانگی شخصیت میشوند و حتی دیگر خودرا نیز باور ندارند!
 حال زنانی که در جامعه یی با تبعیض و ظلم بیشتر و تعصبات جاهلانه سنتی مورد ستم قرار دارند بیشتر آسیب پذیر خواهند بود. 
 و اکنون می بینیم که رقت انگیز ترین زنان و مردان هرزه که زن را مسئول سکس و ابزار کام روایی جنسی معرفی میکنند! گرچه در حرف و شعار های باصطلاح حقوق بشری و تساوی حقوق زن و مرد نوع دیگری رفتار میکنند. اما هدف واقعی و غائی کنترل همه جهان است.
  امروزه رفتار جنسی و سکس کارآمد ترین ابزار شبکه های استعماری و استثمار جهانی هستند؛ که زنان و مردان را در هر حالتی تشویق به کام جویی و شهوت رانی های جنسی میکنند.

                 امروزه آمار و مستندات نشان میدهند که در صد بیشتر مبتلایان به انواع بیماریهای مقاربتی و حتی ؛؛ ایدز ؛؛ و ؛ هپاتیت ؛ در بین جوانان و نوجوانان و بخصوص دختران جوان اشاعه پیدا کرده است! در حالیکه قبل از اینها این بیماریهای لاعلاج بیشتر در میان معتادان تزریقی و ناآگاه و استفاده از سرنگ های مشترک بود! اما امروزه دختران نوجوان بر طبق موقعیت سن خود و در مهمانی ها یا پارتی های شبانه و مصرف انواع مواد مخدر توهم زا خودرا در معرض رفتار جنسی پر خطر قرار میدهند.
               دیگر بیماران جنسی و افرادی که بدلیل زیاده خواهی جنسی باید تحت مداوا و تربیت قرار بگیرند را در   گروهی بنام هم جنس بازان ( گی ها) ترویج و قانونمند میکنند. چنانچه این بیماری  خطرناک را از بند های مهم حقوق بشر مینامند! و متأسفانه میبینیم که زنان و بخصوص نوجوانان نا آگاهانه در دام افتاده و مطالبات بحق و انسانی خودرا با چنین هرزه گری هایی   عوض کرده اند. و مصداق آن هم ازدواج های سپید ! است که در میان جوانان انجام میشود. حال این زندگی دو نفره میتواند مرد با زن باشد یا زن با زن و یا مرد با مرد! 
( بحث بیماران دو جنسیتی  یا TC  چیزی دیگر و حقوق انسانی این بیماران موضوع ما نیست).
 اما مشکل اینجاست که سیاهی لشکر بزرگ و حیوان صفتی خود را به این بیماران چسبانده اند! 
             بهرحال اصل مطلب اینجاست که فراغت باید در شهوت رانی حتی با حیوانات پر شود. و مسئله حجاب افراطی یا حقوق و دستمزد کمتر زنان و ازدواج های اجباری دختران جوان در بعضی کشورها تنها یک بهانه برای سوءاستفاده از شعار تساوی حقوق زن و مرد و حقوق بشر است.

              و این واقعیت بدون تغییر است که زنان بدون هیچ بدهکاری به جهانیان؛ خود نیمی کامل از جهان هستی هستند! همانگونه که نیم دیگر آن ، مردان هستند. و هر نیمه یی بدون نیمه دیگر ، هیچ است !
        و همانگونه که اگر اکسیژن و هیدروژن هر کدام نبودند، آب هرگز موجود نمیشد! و هیچکدام به تنهایی موجب حیات نمیشدند. اما این واقعیت هم قابل تغییر نیست که هر کدام مشخصه های خود را دارند و هرگز کسی نمیتواند ادعا کند که این دو ماده در وزن یا اندازه یا مقاومت و جرم و آسیب پذیری مساوی و مانند هم هستند! و این دلیل کم اهمیت بودن هیچکدام و یا برتری یکی بر دیگری نیست.

              و اینجاست که میگویم این ترحم انگیز است ، زنانی فریب خورده ؛ از سویی ادعا میکنند که ما از مردان کمتر نیستیم ! از سویی دیگر سعی میکنند که کارهای مردانه انجام دهند! و این در حالیست که در واقع صحبت کمتر و بیشتر نیست! و بحث قوی و ضعیف نیست . 
   بله هستند زنانی که کارهای سخت و مردانه هم انجام میدهند، راننده کامیون هم شده اند! یا کارهای سخت دیگری را انجام میدهند! اما این در طبع تعداد بسیار اندکی از زنان است و هرگز در توان تمام زنان نیست و نباید هم باشد زیرا که فلسفه خلق زن و نوع جنس او متفاوت از مردان است.
   اگر اینگونه است پس چرا تیم فوتبال زنان با مردان یا هر ورزش دیگری انجام نمیشود! برای بهتر گفتن حرفم از زور آزمایی و فیزیک بدنی بیرون می آیم. از چیزی ساده تر میگوییم. آیا زنان میتوانند در قامت یک تیم شطرنج زنانه که به زور بازو هم نیاز ندارد با یک تیم مردان مبارزه کنند؟ آیا تصور میکنید که مشکل فقط در نداشتن اعتماد به نفس است یا نه ، واقعآ تفاوت هایی اساسی بین زنان و مردان وجود دارد!  که با التماس و تلاش هایی بیهوده و با دسیسه های کسانیکه به دروغ دم از حقوق بشر میزنند!      مطلب ادامه دارد و نتیجه گیری زود است!!