سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

مدنیت نمایشگاه مطبوعات وسخن روحانی وسپاه
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۸   کلمات کلیدی: آزادی ،مطبوعات ورسانه ،جامعه مدنی ،نمایشگاه مطبوعات با حسن روحانی

 کدام قدرت مستبد و قدرتمند اجازه نقد و نظر را به دیگران میدهد؟ 

  شعار مرگ بر استکبار جهانی و مرگ بر امپریالیسم دیگر فراموش شد.  شعار نه شرقی نه غربی هم گفتنش کفر است! بلکه امروز سیاست ایجاب میکند که فقط مرگ بر آمریکا گفت! 

  همینها که امروز پراید را بیست میلیون میدهند و در نصف قیمت آن با خودروساز شریک هستند! سی و پنج سال قبل به شاه فحش میدادند که این چه ظلمی است که ژیان هشت هزار تومنی را بیست و پنج هزار تومان و پیکان را چهل و هشت هزار به مردم می اندازند!! 

   چه کسی تشخیص میدهد کدام نظر انتقاد و نقد است و کدام تشویش اذهان عمومی و افترا؟! آیا مدنیت این تشخیص را میدهد یا جناح های سیاسی و اشخاص ...


"دکه روزنامه فروشی به بزرگی نمایشگاه مطبوعات"!

 "نزن سرباز" ؛ نماد تصویری بود که سی و شش سال قبل تمام احساس بیننده را مجذوب خود میکرد، عکسی که در صفحه اول یکی از همین روزنامه های نورچشمی امروز چاپ شده بود و فریاد آزادیخواهی و عدالت خواهی یک انقلابی را به تصویر کشیده بود. و سربازی که به سمت او شلیک میکرد!
     و امروز هم همان فریاد ها و التماس را از صاحبان قلم های شکسته میتوان شنید! اما چرا؟  

             براستی چرا مردمی که در آن سالها دیو را از خانه بیرون راندند و فرشته را آوردند! باز هم امروز همان خواسته ها را دارند ! و اسیر نابرابری ، استبداد و سرمایه داری و نابرابری های عظیم اجتماعی و زورگیری حاکمیت کشور خود هستند! و اسیر زور قدرت و ثروت اقلیتی شده اند که با هر قلم و قدمی به دنبال رسیدن به منافع شخصی خود هستند؟

  ملتی بزرگ که اسیر و مظلوم قدرت و ثروت کسانی هستند که حتی به منویات رهبر سیاسی و مرجعیت خود هم وقعی نمی نهند!

           اقلیتی که از مردم معتقد؛ اما کم سواد و نا آگاه به مذهب خود برای خود سیاهی لشکری ساخته و در جاده یکطرفه خود میتازند! و هیچ معبر و نگاه دیگری را نمی پذیرند! و تعدادی معدود از همین سران این اقلیت نیز متآسفانه چشم بسته اسیر برخی توهمات و معتقدات بی منطق و غیر دینی خویشند!! 

       در "افتتاح نمایشگاه مطبوعات" حسن روحانی "رئیس جمهور منتخب مردم"از نبود مدنیت و مصیبتی گفت که به آن مبتلا شده اند.
  مصیبتی که خود این ملت و انقلاب بحق آنها برای خود رقم زدند.  این "مصیبت بزرگ" از اول برای اهل خرد و بصیرت در مقابل کسانیکه اندک درک و بصیرتی ندارند ، قابل پیش بینی و قیاس بود.
  "دیکتاتوری و استبداد" بلا و عفونتی حاد است که ذره ذره در دل یک "نظام حکومتی" و هر کلنی اجتماعی رشد می یابد و بزرگ میشود ! و این نتیجه اجازه ورود نیروی مسلح و مقتدر به مسائل مدیریتی کشور و سیاست گذاری کشور است .

این مداخله مستبدانه و غیر منطقی تا آنجا پیش میرود که در مدنیت حقه انسانی مردم نیز ورود کند! و مطبعه یی را ببندد یا به اوج برساند! مگر آنکه نه تنها از سیاست های آنها انتقاد ننمایند ! که حتی دفاع کنند!
و اینجاست که من عامی تصور میکنم "اگر ما هم قدرت داشتیم" برای خودمان تیمور لنگی بودیم! یا اسکندر مقدونی!! که سپاهیان ما همیشه در حال لشکر کشی و عوض کردن نقشه جهان بودیم!
  دیگر از مرگ بر استکبار جهانی خبری نیست! شعار نه شرقی نه غربی هم فراموش شده است! انزجار از سرمایه داری و لیبرالیسم هم کفر است!
  آرزوی رسیدن به جامعه قسط الهی هم زیر چادر مشکی و مقنعه عربی و عبا ی عربی مخفی شد و رنگ باخت! بلکه امروز "منافع نیرو و سپاه مقتدر و حاکم کشور" فقط و فقط "شعار مرگ بر آمریکا" را تجویز میکند!
در حالیکه کشور و مردم جامعه آمریکا خود اسیر و در چنگ صهیونیست جهانی هستند! و اصل استکبار جهانی و هسته مخوف آن در جای دیگر لانه دارند! اگر چه در کشور ثروتمند و بزرگ آمریکا سرمایه های فراوان و دفتر و دستکی دارند! که وارد این بحث نمیشوم.
  بله این تجربه میلیونها سال زندگی انسان است؛ که:
  اگر تنها سلاح کشنده خانه را بدست نگهبان دادیم و بدون محدودیت به وی اجازه دادیم در امور خانه و کاشانه و سیاست های خانواده مداخله کند! این قدرت و بزرگ بینی کاذب این نگهبان مسلح را بر خانواده مسلط میکند و به جان و مال شما با دلائل مرتجعانه و غیر منطقی تعرض میکند. گرچه این نگهبان برادر و از اهل خانه باشد...
  مطبوعات و رسانه و انشاء !! و ...که جای خودرا دارند...

          و این قدرت مطلقه میتواند رآی دهد که چه عنوان و مطلبی نقد است و چه مطلبی افترا و تشویش اذهان عمومی است!!! و هیچ مردم و هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دیگری توان مقابله با این قدرت مطلقه را ندارند و نخواهند داشت.

          سپاه و نیروی نظامی کشوری که وارد جناح بازی و سیاست های مالی و اقتصادی یک کشور باشد! و قسمت اعظم ثروت و اموال ملی و مردمی را در اختیار داشته باشد ! و کل قوای مسلح کشور در اختیارش باشد! یقینآ دچار استبداد مطلق و ظلم به مال و جان مردم خواهد شد. واین از اولین قوانین کشورهای مردمی است که نیرو های نظامی و دفاعی کشور به هیچ بهانه یی نمیتوانند به سیاست های کشور ورود کنند..و...

       پس تردید نباید کرد که چنین مجمع و نیرویی تاب شنیدن هیچ نقد و نصیحت را از هیچکس ندارد وبا تمام توان خود به مقابله با این انتقاد ها و نظر میپردازد. 
   و شک نیست که این نیروی مطلقه قوه قضا و کل سران حاکمیت را در اختیار دارد... پس او تشخیص میدهد و حکم میکند که چه نقدی نقد است و کدام حرف تشویش و افترا و و..
      وقتی که وزیر دفاع یک کشور در جبهه و در کنار دو یا سه نفر مسئول اقتصادی کشور قرار دارد و برای گرفتن پول بیشتر از خزانه و مجلس و رهبری معظم کشور ؛ چانه زنی میکند یا به رئیس جمهور نامه مینویسد!!! و وزیری که عضو همین نیرو....