سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

شادی ایران رتبه 118 سهم رسانه و حکومت
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٢   کلمات کلیدی: رتبه شادی ،مردم ایران ،سهم رسانه ،نظام

شادی و غم در جامعه ایران و رسانه های مغضوب

 با پند و نصیحت نمیتوان ملت را شاد کرد.

  شادی و سرور یا غم و سوگ را رسانه ها نمیسازند. و این یک مغالطه مضحک است که توسط رسانه دولتی ایران کلید خورده و انجام میشود! 

  رسانه های کوچک و بزرگ، زرد و سیاه یا دروغگو و راستگو تنها واقعیت جامعه را عیان میکنند! زیرا که ارباب رسانه همین ملت و جامعه هستند.

  نهایت هیجان و شادی در کشور کنونی ایران اتفاقات ورزشی ! و اندکی اضافه شدن حقوق ماهیانه است و بس!

  حوادث ناگوار و عزل و نصب های مختلف مخصوص ایران نیست؛ چه ربطی به نشاط و غم جامعه ایران دارند؟؟ ادامه مطلب...

masoudwarna@gmail.com


شادی و غم در جامعه ایران و رسانه های مغضوب

 با پند و نصیحت نمیتوان ملت را شاد کرد.

  شادی و سرور یا غم و سوگ را رسانه ها نمیسازند. و این یک مغالطه مضحک است که توسط رسانه دولتی ایران کلید خورده و انجام میشود! 

  رسانه های کوچک و بزرگ، زرد و سیاه یا دروغگو و راستگو تنها واقعیت جامعه را عیان میکنند! زیرا که ارباب رسانه همین ملت و جامعه هستند.

  نهایت هیجان و شادی در کشور کنونی ایران اتفاقات ورزشی ! و اندکی اضافه شدن حقوق ماهیانه است و بس!

  حوادث ناگوار و عزل و نصب های مختلف مخصوص ایران نیست؛ و در تمام جهان رخ میدهند و توسط هزاران رسانه مجازی و غیره منتشر میشوند. اما تفاوت ما ایرانیان مسلمان و شیعه با سایر ملت های جهان در این است که اخبار شادی بخش و اتفاقات خوشایند در کشور ما جایی ندارند...زیرا که شادی و هیجانی وجود ندارد که رسانه ها بدان بپردازند .
                       باید از این آقایان که مقصودشان از این مغلطه پراکنی ! برای خیلی ها روشن است، پرسید: آیا در نظام حکومتی کشور باید ریشه های فساد را خشکانده  یا از شدت آن کاست! یا باید رسانه ها را وادار به سکوت و خفقان کرد؟ و آیا باید سیاست های نا کار آمد و احیانا چالش بر انگیز و تنش زا را متوقف کرد یا رسانه را وادار به سکوت و بله قربان گفتن کرد؟؟ و در کشوری که نهایت هیجان سازی رسانه بزرگ و اصلی آن با دهها شبکه تصویری و صوتی و ماهواره یی پخش و برنامه سازی هزاران ساعت مراسم عزاداری و خودزنی و حزن و اندوه است! چه جایی برای درج اخبار شادی بخش و محرک مثبت جوانان این کشور میماند؟

    در کشور ایران ما ؛  شادی کردن و رفتار منطقی یک نو جوان و جوان یا حتی بزرگسالان ؛ از نظر برخی یک گناه و معصیت بزرگ است!! بعضی آخوندها یا مردم قهقهه را گناه میدانند!! حتی اگر بی اختیار و احساسی باشد! انگار که بعضی ها بخل می ورزند! کسانی را در حال شادی و بازی و جوانی کردن ببینند! و فراموش کرده اند که خداوند عالم که خود صاحب و فرستنده تمام ادیان الهی است، و تنها خود ذات اعظم او میداند که منظورش از خلقت همه عالم و انسان؛ انسانی با تمام ویژگی ها و نیازهایی که موجود را آفرید. و جای بسی تعجب است که یک مذهب به مردمش بگوید که گریه کردن ثواب دنیا و آخرت را دارد!!! اما شادی باید بسیار کوتاه و محدود باشد!! آنهم با شرایط ما !!  وارد این بحث نمیشوم.

    اما چرا شیعه و حتا بعضی اهل تسنن که خشکه مذهب هستند؛ بدین سو رفتند؟  گرچه من یک شیعه محمد مصطفی ص ؛ و علی ابن ابی طالب و یازده امام معصوم دیگر هستم، و از منتظران حضرت حجت ؛ اما یقینا آنچه را که اکنون شکل گرفته و تبدیل به یک اندیشه و ایدئولوژی تشیع امروزی شده است هرگز باور ندارم!! و یقینا امامان معصوم ع ؛ از این شیوه مذهب که در مغزهای برخی رسوخ کرده است و بجز آن همه را باطل و جهنمی میدانند!! بری هستند!! و بدون تردید در آینده یی دور یا نزدیک علمای با بصیرت و غیر مرتجع جهان اسلام و شیعه ، وارد این بحث خواهند شد و برخی مسائل و خرافات افراطی و دروغ را که در دوره پس از امامان معصوم وارد مذهب و حتی وارد اصل دین ما شده است! تجدید نظر خواهند کرد. بازهم وارد این بحث نمیشوم.

  البته نباید فراموش کرد که این مسئله یعنی شکل گرفتن این مذهب یک شبه بوجود نیامده که بتوان یک شبه آنرا براه تشیع اسلام و امامان معصوم ع بازگرداند! بلکه این دکان در طول قریب پانصد سال یا بیشتر و به مرور شکل گرفته است و گرنه یا مارک وهابیت میخوریم و یا مرتجع و ضد مذهب!!!

در کشوری زندگی میکنیم که حتی یک کنسرت موسیقی و موزیک که میتواند حداقل شادی و هیجان را برای انواع اقشار جامعه داشته باشد! و تیتر چند رسانه را به خود تخصیص دهد؛ اولآ که به جز موارد بسیار محدود آنهم در مرکز و یا برخی شهرهای بزرگ! باید برای بدست آوردن یک مجوز نه چندان پایدار!! از صد خان رستم عبور کند ؛ البته اگر در زمان اجرا یا شروع سازمان دیگری که از آیت اله !  دیگری حرف شنوی دارد و مقلد روحانی!!! دیگری است، مانع این برنامه نشود یا افراد غیر مسئول را با چماق اعزام نفرمایند؟

 حکومت ایران در طول این چهار دهه ! چه مقدار هزینه برای ساخت و زیر ساخت هایی کرده است که مردم بخصوص جوانان بتوانند چند ساعت از اوقات خود را به تخلیه انرژی و هیجانات بپردازند؟  کاذب یا واقعی! این در حالی است که در کشورهای از ما فقیرتر! حتی در ساخت در و دیوار محله های شهر؛ قبل از هر چیزی نیازهای روحی و روانی اقشار جامعه و جوانان و کودکان را مد نظر میگیرند. گرچه کلیسا و معبد نیز میسازند.
یکی از دوستان میگفت، در یک کلیسای خارجی دیدم که یک قطعه را برای اسکیت و تفریح بچه ها ایجاد کرده بودند!!!! چرا زنان از رفتن به بعضی اماکن ورزشی منع میشوند؟ اگر مسئله نگرانی های سیاسی است که وارد نمیشوم!! اما اگر نگرانی شنیدن حرف های نا مربوط است به خودشان مربوط است. دوست نداشتند دیگر نمیروند! وارد این بحث هم نمیشوم.

 در صدر اخبار رسانه های ایران و تیتر مهم ترین خبر روزانه بجز خون و کشتار و بمب و تهدید به گرانی ها و حملات نظامی و مواعظ آیت اله های محترم و تهمت ها و افترای درست و نادرست آقازاده ها و خودی های حکومت ؛ که هم با هم میبرند و میبرند و هم طلبکار همدیگر هستند دیگر چه جریانی یا اتفاق و خبری برای شاد کردن این مردم همیشه سوگوار وجود دارد؟

بله قابل قبول است که چند درصد از جوانان بتوانند پیراهن را روی شلوار بیندازند و ریش را نتراشند، و با چادر سیاه تا نوک بینی خود را مخفی کنند، و هر ماه نصف آنرا در اعتکاف بسر ببرند و و... اما بقیه هفتاد یا هشتاد درصد مردمی که نمیتوانند با چنین شرایط و منشی زندگی کنند، و البته اهل گناه و معصیت هم نیستند و اعمال واجب دین خود را بجا می آورند، تکلیفشان چیست؟
چه کسانی وظیفه دارند که به آن دو درصد مذهبی تمام، بگوید که اینها هم برادران و خواهران شما هستند و گناهی مرتکب نشده اند.
   چادر رنگی پوشیدن گناه نیست!  مانتو و روسری بسته گناه و بی شرافتی نیست! خندیدن بجا و شادی کردن انسانها معصیت نیست! علاقه به موزیک های پسندیده اما شاد و امروزی بی دینی و گناه نیست. دست زدن و شادی کردن آدمها و تماشای موزیک و هنر دیگران گناه نیست! بلکه عین ثواب و طبیعت خدادادی انسان است!  خداوند همه مخلوقات را جفت آفرید که همدیگر را ببینند و انتخاب کنند و در کنار هم آرام گیرند. حرف من حرف ترویج فساد در جامعه نیست بلکه تعادل در احساسات طبیعی انسان است. حرف من حرف جدا کردن دین از مذهب ساختگی و خرافه این چند قرن اخیر است! و بویژه از بعد از زمامداری صفویه بوجود آمد و رشد کرد و عین دین از دست رفت!!
  جوانان به اماکنی مخصوص موسیقی و شعر نیاز دارند. باید در هر حوضه هنری و تفریحی و گذران اوقات برای جوانان و مردم هزینه کرد، همانگونه که باشگاه های ورزشی یا حسینیه و مسجد میسازیم.  باید لوازم رقابت و پرورش استعداد های هنری جوانان دیگر اندیش را ساخت ، همانگونه که موشک و زیر دریایی میسازیم.

 و باید باور کرد که اصل قدرت و اقتدار کشور، از میان همین جوانان متفاوت و همه رنگ شکوفا میشود . نه از میان زباله های اتمی>>>

  البته قابل درک است که برخی مذهبیون و روحانی و آخوندها نگران باشند که با این روند؛ شاید منبر و مستمع و پاکت های خود را از دست بدهند و یا در نگاهی وسیعتر....وارد این بحث هم نمیشویم.

  اما قبل از همه این موارد نباید فراموش کنیم که اصل جامعه غمگین ما بر امواج جاه طلبی های سیاسی و قدرت نمایی های احساسی برخی آقایان و خانواده های آنها سوار است. و این مشکلات و غم ها جریمه ایست که مردم ما بخاطر قدرت طلبی و ثروت طلبی چند هزار نفر از سران نظام میپردازند.
  و تا زمانی که معیشت و روزمرگی حقه مردم سامان نگیرد ، وضع همین خواهد بود، و تا زمانی که فساد و دست مفسدین از منابع این ملت کوتاه نشود وضع همین است...و تا زمانی که صلاحیت افراد در ریش و نماز و روضه خوانی و ...نباشد وضع همین است. و تا زمانی که علما ی مذهبی تعیین تکلیف بکنند و افراد دزد و ریاکار و بی دین که بلد هستند چگونه لباس ریا و دین بپوشند، خودرا به این علما و روحانیت نزدیک کنند و بعد به چپاول خزانه و جیب مردم مشغول شوند!! وضع همین است...و شادی و نشاط به این مردم مظلوم  باز نخواهد گشت...