سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

"ستایش"در مجموعه ستایش منفی ترین شخصیت این قصه
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳٠   کلمات کلیدی: مجموعه ستایش ،سریال سازی ،سریال ستایش ،سری اول و دوم

در سریال ستایش ؛ منفی ترین نقش را در زندگی خود و خانواده داشت.
 
در سری دوم ساخت این مجموعه پرمخاطب عوامل این داستان هم به این نتیجه رسیدند...

دو خانواده یی که قربانی عشق به وصیت...دنباله مطلب راو. 


آیا "مجموعه ستایش" به ساخت سری سوم میکشد؟  
 سریال ستایش بدون تردید یکی از معدود سریال های کاملآ درام خانوادگی و پر مخاطب ایرانی بود که شبکه سوم سیما مجری پخش آن بود...

      اما ایکاش عوامل چنین نمایش های خانوادگی قبل و حتی در هنگام پیش بردن ماجراهای چنین روایت هایی؛ با مردم بویژه با مخاطبان کارشناس و فرزانه خود! ارتباط بیشتری برقرار کنند؛ و جلسات علنی در مقابل مخاطبان سریال ترتیب دهند!
 زیرا که چنین مناظره هایی میتواند مخاطب را به خوب دیدن و درک بهتر یاری کند.

منظور نقدی بر رفتار ها ی یک دختر عاشق است بنام ستایش؛ که زندگی را تنها از یک بعد، و آنهم بعد عشق به همسر از دست رفته و اجرای وصیت وی میبیند...

 اما اگر نگاهی واقعی به رفتار این دختر که در یک خانواده بسته مذهبی تربیت و رشد کرده است داشته باشیم؛ بدون درنگ در می یابیم که تمام ماجرای این داستان پر از تراژدی را کسی رقم نزده است بجز شخص "ستایش" !

ستایش کسی بود که مرگ برادر خودرا آنهم تنها برادر را رقم زد و باعث مرگ زودرس برادر شد!  چراکه اگر این دختر تنها!! اگر از عقل سلیم و تربیت شده در اجتماع حقیقی! برخوردار بود؛ نه تنها برای رفتن و جرم برادر از نظر مالی و...او را یاری نمیداد و به التماس های برادر عشق فرنگ! توجه نمیکرد؛ بلکه این درخواست را با والدین خود در میان میگذاشت و و و...
    ستایش در دومین اشتباه تربیتی و احساسی خود یعنی همان عشق مجازی و جنسی به دوست برادر و حتی بدون تحمل و شاید پیش آمدن شرایط بهتری برای این ازدواج نا میمون! بدون موافقت خانواده شوهر و همچنین خانواده ساده دل خود که در جهان بعکس پدر شوهر یعنی "فردوس حشمت" که یک مرد کاملآ سنتی و البته ثروت دوست بود؛ از خانواده یی مذهبی و کور دل برخوردار بود!! تن به این ازدواج دادند...
    اما ستایش نقش منفی و اشتباه مهلک خود را در سومین قسمت زندگی یعنی شوهرداری و خانواده خویش مرتکب شد...و با کمک کردن به فرار بی جهت شوهر خود از چنگ قانون...کار به چرایی این زندانی ندارم چرا که از نگاه قضایی و جرم او نیز نقد های فراوانی وجود دارد!
 اما ستایش مرگ شوهر خود را نیز رقم زد....
  اما جرم ها یا بهتر بگوییم خطا و جهالت ستایش به همینجا ختم نشد...در تمام روند این داستان حتی یکمرتبه دیده نشد که این مادر مذهبی و محجبه!!!!!! با یک شخص عاقل و یا روحانی شرعی تماس یا مشاوره کند؟؟
   در حالیکه زمانی که کسی یا پدری از دنیا میرود! دیگر این شخص زنده است که باید با توجه به شرایط خود و توجه به خواسته صاحبان حق واقعی تصمیم بگیرد....

اما ستایش بدون توجه به هیچ آموزه تربیتی چه سنتی و مذهبی و یا گوش دادن به نصایح پدر خود؛ که من پدر ستایش را مرد خوبی نمیدانم!! به هر حال فرزندان خود و صاحبان واقعی و خونی آنها! حتی مادر شوهر  خود؛ دزدید و پنهان کرد...تا به وصیت غیر عاقلانه طاهر شوهر خود عمل نماید.....

   آیا یک مادر که در این قصه باسواد و عاقل معرفی شده است!! و حتی توانسته است یک رستوران را در یک بازار مردانه مدیریت و اداره کند! از جرم جعل عنوان و هویت غیر واقعی فرزندان خود کمترین اطلاعی ندارد....ادامه دارد...