سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

سریال سازی در سیما
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱   کلمات کلیدی: سریال سازی

انبوه سریال های صداوسیما و ناتوانی اکثر قصه پردازان!!


  سریال سازی در سیما.

  نمایشی که هیچکس مثبت نیست!!

           ستایش هم از همان نمونه سریال های تولید شده در رسانه ایست که ،! تنها شخصیت منفی همان شخصیت ستایش بود!!

                اما انصاف نیست ، اگر نگویم که فیلمفارسی نویسی در اینگونه سریالها که دقیقأ به ناکجا آباد میرود وجود ندارد!! بلکه بعکس عین نمود متنهای فیلمفارسی نویسی ، آنهم از دید و نگاه و فرهنگ ، در هم بیخته تهران، و تهران نشینهای هموطن. همچون دیگر سریالهای ما، چه سریالهای روتین و معمول و چه سریالهای مناسبتی، که چند سالی است ، هم مردم را در بحر فضائل خود در عوض سرگرم کردن سردرگم!میکنند، و هم نانی به جیب جماعتی فرنگ زده تازه مسلمان میریزد! آنهم با یک شلنگ پلاستیک! و یک دریا، آب زلال!!

             به نظر میرسد که سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخش تولید انبوه سازی فیلم و سریالهای خود دچار دستپاچگی مفرط شده است! و با وجود اینکه به ندرت گاهی طرح و پروژه مناسب و جذابی به دست فیلمنامه نویس یا کارگردانهای ما میرسد، اما به دلایل مختلف همین داستانهای قابل تأمل نیز به استحقاق خود نمیرسد!
  اگر چه ضعف یک فیلم میتواند علتهای مختلف داشته باشد، اما بدون درنگ باید گفت که در کشور ما یک علت بزرگ و اصلی دلیل بدرد خور نبودن اکثر سریالها و فیلم فارسیها ضعف و عجز در نویسندگی و متن محکم است. و ناتوانی نویسنده در به سر انجام رساندن قصه یی که خود پرداخته است.

                  چرا که گفتم بسیاری از پروژه ها و متون عالی نیز در زمانیکه تبدیل به فیلمنامه نهایی میشود،  چالشها و جراحت های متعددی بر اندام آن می نشیند! ناباوری هایی که گاهآ به اصل قصه و ماهیت اصلی مورد نظر نویسنده، یا قصه گو نیز لطمه وارد مینماید. چنانچه داستان اصلی که تمام جلوه های هنری باید همچون زینتی بر جذابیت قصه بفزایند، مانند بخار یا بلوری کدر داستان را محو و کم اهمیت میکنند.

            باید جلوه های جذب کننده ساختارهای نمایشی را در دو گروه کلی قرار داد. که هر گروه خود به شاخه های مختلف تقسیم میشوند، گروه اول و پیش ساخت هر فیلم یا نمایش، جلوه های متن، و جذابیتهایی است که بر گفتار و دیالوگ ها، تحمیل میشوند! و یقینآ باید بر ادبیات و فرهنگ واقعی سرزمین مادری استوار باشد.  چندین شاخه هستند، مانند : بهره بردن از ادبیاتی صحیح، و در ضمن زنده و پویا؛ و کلام و جملاتی که دقیقآ از بطن و شخصیت فردی گوینده آن حکایت کند!..

             بهر حال اگر چنین باشد، هیچ وقت یک خانم تحصیل کرده و یک شخصیت پزشک محترم و در لباس عروسی! در یکسوی یک خیابان عربده نمیکشد، عربده هایی همچون نعره های قمه کش های دوران قجر و رضاشاه!!
     و متأسفانه فیلمهای ما هنوز پر است از این زشتیها و بی فرهنگی های منسوخ شده یی که در زندگی واقعی مردم جایگاه خود را از دست داده اند، حتی در بین الوات و مستهای خیابان گرد!!  چه رسد که کلام و ادبیات قیصر و داش آکل را که زینت کلام فیلم فارسیهای عصر فضای ایران شده است آنهم با چاشنی انواع فحاشی و اهانت. اما تهی از مردانگی ها و معرفت آن مردان سنتی و ناموس پرست.

               تازه ترین سریال در دسترس سریال اجتماعی و معمائی شش نفر است. اگرچه این سریال مناسب این ایام و از داستان خوبی برخوردار است، و نیز توانسته مخاطب را اسیر معمای قتلها و کشف خائن قصه کند! در ضمن اینکه از بازیگران قابل و منعطف سود برده است، و اینکه کمتر از آب بندی و پوشش زمان در این سریال دیده میشود! و البته با فیلم برداری و نما بندی نسبتآ خوب، ولی باز هم مشکل ، هم در روایتهای غیر واقعی و قصه پردازی، و هم رفتار غیر قابل قبول شخصیتهای این قصه،!

             چگونه میتوان باور کرد که یک سرگرد آگاهی تحمل متلک و شوخیهای مسخره و مفتزح یک آرایشگر لوده را داشته باشد!! ویا زن و همسر عقد کرده افسری که در حضور همسر خود با پسر خاله اش عشوه گری کند، که بدون شک چنین زنی با این رفتار ویژه زنی سالم نیست، حتی در این دوره!! حتی اگر شوهرش با گلوله برادر زن خود را سهوی کشته باشد! چنانچه این نویسندگان و فیلم سازان ما یا با فرهنگ اصیل ما ایرانیان آشنایی ندارند، و یا اینکه ماهواره زیاد نگاه میکنند!! و تحت تأثیر باورهای مردان و زنان مکزیک و کلمبیا قرار دارند!! و میخواهند ذره ذره این بی غیرتی ها و بی تفاوتی های مرسوم غرب را اشاعه دهند!    // 

             چرا نویسندگان ما بدون استثنا در کارهای خود کم می آورند، و در ادامه قصه گوئی خود دچار سرگردانی میشوند؟   چرا نمیتوانند درهایی را که خود در ایجاد روند داستان و پربار شدن بیشتر جذابیتهای نمایشی باز کرده اند، با همان مهارت جمع کنند و ببندند؟     چرا هنوز درک نکرده اند که دیگر در جهان نمایش نمیتوان با کش دادن زننده صحنه ها تماشاگر را در هیجان و چالش نگه داشت، واین توهین به مخاطب و بیننده فیلم است.همانگونه که در یک بازی فوتبال بازیکنان یک تیم توپ را در میانه زمین بین خود بچرخانند.
     ادامه دارد......  

ابوالقاسمی