سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

نرخهای جدید گاز ومشکل ایرانیان درزمستان
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٧   کلمات کلیدی: نرخ گاز ،گازخانگی

نرخهای جدید گاز ومشکل جدیدایرانیان با زمستان. 

             روشهای محاسبه قبوض حاملهای انرژی

  در زمان اجرای طرح هدفمند  کردن یارانه ها.  روش محاسبه قبض گاز خانگی از نظر تأثیربر زندگی خانواده های ایرانی بمراتب اهمیت بیشتری دارد.

 


 نرخهای جدید گاز ومشکل جدیدایرانیان با زمستان. 

             روشهای محاسبه قبوض حاملهای انرژی در زمان اجرای طرح هدفمند  کردن یارانه ها. 

 روش محاسبه قبض گاز خانگی از نظر تأثیربر زندگی خانواده های ایرانی بمراتب اهمیت بیشتری دارد. وباید این باور غلط را تعدیل کرد ،

             باوری که میگوید تنها دلیل مصرف بی حد انرژیها در کشور ما ارزان بودن یا مفت بودن نفت و گاز یا بنزین وبرق است! در حالیکه میدانیم که این یک سخن افراطی بیش نیست واین تنها یک دلیل آن است.  اما اینکه چرا مورد گاز طبیعی یا مایع را مهمتر از دیگر حاملهای انرژی وآب تلقی میکنم دلیل آن برمیگردد به اهمیت این ماده سوختی که در زمستان خانه ایرانی را گرم وقابل سکون وتحمل میکند.

              بدون برق ویا کمبودبنزین ویا آب کم فشار کسی نخواهدمرد ، خانه نیمه تاریک با روشنائی کمتر نه میکشد ونه حتی شکنجه آور است! اما: موضوع گرم بودن خانه و گرم وقابل تحمل بودن هوای داخل خانه ما در یک شب یخزده وزمستانی را با دیگر ابزارو خدمات نمیتوان قیاس کرد، چراکه سرما آدم را میکشد، بله شک نیست که جوانان وافراد قوی با یک سرماخوردگی و هوای سرد ازپای درنمی آیند ، اما کودکان وافراد سالخورده ویا مریض وکم بنیه، در یک خانه با هوایی سرد ونمور دوام نخواهندآورد.

                اما دلیل اصلی من این هم نیست ،اگرچه دلیل روشن وبحقی است. روش وتعرفه های قبض های گاز طبیعی وخانگی ،یقینأباید با شیب بسیار کمتری اعمال میگردید. ولازم بود وهنوز هم هست که چهارماهه سردسال را با مردم متوسط به پائین بگونه ئی دیگر سیاست کرد! اماچرا باید تعرفه گاز خانگی را به چشم دیگری نگاه کرد؟؟ به این دلائل: دلیل اول را که عرض کردم. وآن مهم بودن ابزار گرم نگهدارنده خانه در زمستان بود. دوم این است که،

             بیش از شصت درصد ساختمانهایی که در کشور ما توسط خود صاحبان ویا با سلیقه خود بنا شده اند، واین سازه ها معمولأ دارای یک هال بزرگ است که هرگوشه آن به اتاقی باز میشود که متعلق به شخصی ویا آشپزخانه ودیگر مکانها میباشد. واکثر این اتاقها نیز با پنجره یی معمولی وبزرگ که هرگز نگهدارنده هوای خانه نیستند. وشک نیست که بهسازی وتعویض یا دوجداره کردن ودرزبندی نمودن این درب وپنجره ها هم زمانبراست و هم نیاز به پول وهزینه دارند . ونکته مهم دیگر این است که نوع زندگی و توقعات افراد در خانواده که اکثر آنها نیز نیازها وتوقعاتی منطقی میباشند ،بسیار با گذشته نه چندان دور تفاوت کرده اند. 

                قدیمی ترها بیاد دارند که در یک خانواده همه افراد با هم ودر یک محل هم میخوردند وهم میخوابیدند وهم در کنار هم به امور درس خواندن یا امور دیگر خود میپرداختند! فراموش نکنید که من از همان هفتاد تا هشتاد درصد قشر جامعه صحبت میکنم . خانواده هایی که کسی نمیدانست اتاق شخصی چیست! یا کتابخانه واتاق مطالعه چه معجونی است! یا اینکه حمام وسرویس بهداشتی داخل ساختمان کیلویی چنده! پس همه اهل خانه با یک چراغ والر یا یک علاءالدین هم غذا میپختند وهم گرم میشدند و آنگاه بر گرد همان اتاق هم آرام میگرفتند! اما در این دوره از زمان تمام این معجونها نه تنها وجود دارند بلکه یک نیاز واقعی وبحق است.

                      اینجا هم حدود بیست تا سی درصد طبقه سوم جامعه را فاکتورگرفتم .واز جوانان دختر یا پسری نگفتم که خدامیداند حتی محل امن ومناسبی برای عوض کردن لباس خود ندارند!! چه رسد به اتاق شخصی یا سرویس بهداشتی و و...!!   

                         پس هر کس باید اتاقش گرم وحداقل قابل تحمل باشد، واین حداقل هم به یک بخاری کوچک نیاز دارد. پس در یک خانه پنج شش نفره تا هشت و ده نفره دستکم سه یا چهاربخاری باید وجود داشته باشد، حال به همین نسبت برای نظافت وشست وشو وحمام، که حداقل به آبی با چهل تا پنجاه درجه حرارت نیازاست. لوازم پخت وپز نیز همینطور .که با آن کارنداریم . چراکه میخواهم صحبت از فرهنگ جاافتاده ساختمان سازی در شرق وغرب عالم بگویم وتفاوت این زیرساختهای صرفه جویی با زیرساختها ی لازم برای صرفه جویی در کشورما که هرگز نداریم، وقبل از این هم هیچ کار وسیاستی جدی وعملی در این مورد انجام نشده وهنوز هم نمیشود، اما تادلمان بخواهد تبلیغ وسفارش ونصیحت کردن که هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.

                کشور تنها کوپن ویارانه نمیخواهد! بلکه در کنار این یارانه نقدی یا غیرنقدی که حق آنهاست،به فرهنگ سازی وکمک جدی در این امرمهم هم نیازمنداست.   به قوانینی تأثیرگذار نیز نیاز دارد. اگرچه ما کمبودقانون نداریم! بلکه آن چه ما نداریم اجرا و قطعیت در اجرای قوانین داریم واین همان کلید وچالش مشکلات اجتماعی ماست! دههاسال است که ما از نظام مهندسی واستانداردهایی در ساخت وسازهای خود به آن نیازمندیم سخن میگوئیم ، اما مشاهده میکنید که در عمل هیچ طرفی را نبسته اند، وحتی آقازاده ها ویا رانت خواران زالوصفت ما برجهایی را بنا میکنند که پایه در آب وخاک دارند! واین بلندمرتبه گان را بادی شاید بغلطاند! چه رسد که زلزله یی هشت ریشتری مهمانشان شود!! پس دیگر چه جای سخن گفتن از بناهای همکف ومستضعفی، یا از خانه یی بگوئیم که بتواند انرژی وهوا را در خودحفظ کند!!

               آری ما بیش از کشور چین یک میلیاردونیمی جمعیت انرژی مصرف میکنیم! یا از سردخانه یخ بسته یی مانند روسیه ومسکو ویا فرانسه واروپا ! پس خوب است که به نوع بناسازی این کشورها هم توجهی داشته باشید.  در کشوری مانندژاپن یا چین که متوسط زیربنای خانه ها بسختی به شصت متر میرسند؛ وبلندای سقفی که بیش از دومترونیم نیست، ویا محل خوابی که در اقشار پائین جامعه هم اندازه عرض شانه هاست!! وپنجره های بدون درزی که با دو یا سه جدار شیشه هوای داخل را حفظ میکنند، چگونه ما میتوانیم مصرف انرژی خودرا با ایشان مقایسه کنیم؟ در حالیکه یک بنای صدوپنجاه متری یا دویست متری با سقفهایی سه تا چهارمتر بلندا که اگر بخواهیم گرم باشیم باید تخت خوابمان را زیر سقف بزنیم!! وپنجره هایی که براحتی همین مقدار هوای مطبوع را نیز براحتی ترانزیت میکنند.
اگر دوست دارید یک آزمایش ساده انجام دهید! تمام دربها را ببندید ویک پرده سبک که طوری نباشد جلوی یک پنجره معمولی آویزان هست وکامل همه پنجره را پوشانده نگاه کنید. وببینید که چگونه پرده شما به سمت داخل یا بیرون شکمش را جلومیدهد!!

                بهرحال اینها زیرساختهای مهمی هستند که باید قبل از آزاد کردن قیمت گاز خانگی به آن فکر میشد،وحداقل از ده سال قبل از هدفمندشدن یارانه وآزادسازی قیمت حاملها بویژه گازخانگی بطورجدی روی آن کار میشد. باید که از جندین سال قبل به ساخت وساز آپارتمانها وضرورت جداسازی اشتراک ایشان بویژه در بخش آب وگازشهری توجه وسختگیری میشد! اما تصورمیکنم که همین خالاهم برج سازان وشرکتهای چندآقازادگی با شاه کلید رابطه کار را راه می انداخت!!

                آیا استاندارد مصرف سوخت یک اتومبیل را که در کارخانجات داخلی ساخته میشوند؛ ویا استانداردهای انواع لوازم انرژیبر خانگی را یک شهروند عادی باید از تولیدکننده های دردانه بخواهد یا از دولت؟؟ دولتی که وظیفه اش حفظ منافع آحاد ملت است چه میکند؟ حالا این دولت که از خودمونه! دولتهایی که انتظار آینده وبرسرکارآمدن را میکشند با این مردم چه خواهندکرد؟؟

               اما اگر توجه کنیم به عینه میبینیم که هیچوقت ودر هیچ منازعه یی که یکطف آن سرمایه داران ویا کارخانجات بزرگ مثلأ ماشین سازیها بوده اند متأسفانه دولت یعنی مدعی العموم مردم طرف بازنده این جدل بوده وتا زمانیکه وضع سرمایه وسرمایه داری چنین باشد ،بازهم این مردم عادی هستند که پشتشان به خاک میرسد و زمین میخورند.  چند مثال کوچک میزنم.
   آیا دولت وملت توانستند صاحبان ماشین سازی را وادار به نصب سیستمهای استاندارد روی ترمز ماشین کنند؟؟
   آیا توانستند سوخت ماشینهارا نزدیک به استانداردهای جهانی کنند؟؟
   آیا توانستند شهرهارا از هجوم برج وباروهایی که میسازند و شهرهایی مانند تهران را خفه کرده اند پیشگیری کنند؟؟

                وصدها مثال دیگر...اما بماند این بحث برای آینده..ولی یقین بدانیدکه بازهم همانها استخر شنا وجکوزی خودرا شب وروز گرم میکنند وبازهم با بنزین حتی هزارتومانی در خیابانها جولان میدهند وبازهم مردم را در عالم هپروت ومستی با ماشین خود میکشند ودیه اش راهم دو برابر میپردازند،و بازهم محکومیت حبسشان را در کانادا یا اروپا تحمل میکنند!! وباز هم آقازاده ها بازمیگردند وچتر چپاول واستثمار خودرا میگسترانند....اما باشد بهرحال من صرفه جویی میکنم ،حتی اگر خود وفرزندانمان را سرما خشک کند.....

                      ابوالقاسمی.