سیماست

اجتماعی سیاسی ؛ مطالب آموزشی صنایع دستی ومصنوعات چوب؛ رنگ و نقاشی

اصلاح الگوی مصرف(اجتماعی)
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧   کلمات کلیدی: مصرف نان

برای ورود به بحث اصلاح الگوی مصرف با روایتی از امیرمومنان علی(ع)سخن رازینت میدهیم.که فرمود:

 نیازمند نخواهد شد آنکس که قانع وصرفه جو باشد.
شاید دیگر این تداعی برای ما یک عادت شده باشد.که به محض شنیدن اصراف وصرفه جوئی به یاد بنزین ونان ویا آب
 وبرق می افتییم .والبته خیلی طبیعی است که اینگونه باشد.چرا ؟چونکه این گروه ازمایحتاج مردم را دولت تهیه وبرای
 آن یارانه میپردازد.وبه همین سبب مبالغه وصحبت زیادی پیرامون آن میشود.
 ویقینأ آن دریای بوجودآمده از قطره قطره های اصراف یا دورریزآحاد جامعه زیر ذره بین دولت وطبقه بندیها وحسابرسی پدیدار میشود. واین است که انرژی ونان و آرد تبدیل به سمبل اصرافها وگل سرسبد آن میشود.

 ودرحالیکه اصرافهائی درجامعه صورت میگیرد،بویژه در طبقه یک ودوی جامعه ویا دردهکهای سه 3 به بالای جامعه
 که اگر دریک جامعه اسلامی واقعی که البته این خواسته آرمانی ونشدنیست بودیم هرگز حتی یک تن شب سررا گرسنه
 برزمین نمیگذاشت.

 (لازم است که عرض کنم که من دهک هشت تا ده را هیچ با کلام خویش نمی آمیزم که وادارشوم برای گفتن نامشان وضو بگیرم وخود را تطهیرنمایم.
  اگرچه متقیان ورستگاران دربین این اقشار نیز وجود دارند،اما بسختی میشود تحلیل کرد که آنهمه ثروت ومکنت وبه
دنبال آن نفوذ ورانت ودروازه های همیشه باز برای این دهکها از کجا وچگونه بوجودآمده ؟/ازاصل مطلب غافل نشویم.

  ودرهمینجا قول میدهم که چنانچه لازم شودبه اقتضای زمان نامی هم از این هموطنان درمیان آوریم .
 اما از گفتن این چند کلام منظوری داشتم وآن اینکه اگر این هموطنان بسیار محترم نیز در صرفه جوئی واصلاح نوع زندگی خود اندکی خود وخانواده های عزیزشان را در اصراف واصلاح با دیگران تا آنجا که مقدور است همسو وهمراه
 مینمودند ، حتی اگر تظاهر باشد! بسیار در رسیدن به این فرهنگ وخوب زیستن به کشور سربلند خود یاری وکمک
   خواهندرساند.

واگربیش از این در وادی آرمانها وآمال خود پیش رویم یقینأ به دوران باشکوه وسرتاسر عدالت منجی عالم بشریت
 
  ومهدی موعود حجت ابن الحسن اندیشیده ایم.
وچه مبارک ومیمون است برخورد این مطلب من حقیر با
 با میلاد مسعود
قائم آل محمد (ص)
مقرون افتد!!
ودر همینجااین  بزرگ عید شیعیان را به تمام هموطنان وتمام آنانکه به آمدن یک نجات دهنده معتقدند
 تبریک میگویم .وبایک اعتقادوهمزبان عرض میکنیم که:

یا حجت ابن الحسن العسکری وعجل لولیک الحسن عجل علی ظهورک.

 

  اما بازگردیم به مطلب ومقصود خویش که اصلاح الگوی مصرف بود،وعرض کردم که نان وآرد ازمهمترین
 اقلام استراتژیک وحیاتی است..وآنقدرجدی وبااهمیت است ، که هر اندازه به گذشته های دور سفر کنیم بازهم
 بیشتر پی به اهمیت آن میبریم. تاآنجاکه این قوت لایموت را مقدس ومیوه ئی بهشتی میدانستند،.
  امااین دلیل نمیشود که سایر اصرافها وبی بندوباریهای اقتصادی را نادیده بگیریم .

  شاید توجه نکردید که همین برنجی که ازغذاهای اصلی کشورماست،چگونه درهر وعده غذائی راهی ظروف
  زباله وآشغالی میگردد، که باهمین یک قلم میتوان تمام بیست میلیون نفرگرسنه وفقیر مطلق را سیرکرد!!

 

   ومیبینیم درخانه ئی که با یک یا دو اتوموبیل کاملأ امورشان انجام میگیرد چندین ماشین درگاراژو یا زیراشعه تابناک خورشید حمام آفتاب میگیرند!!!! وهمان بنزین وسوخت این لگنها را آماربگیرید (چه میشود؟ ) 

   حال فعلأ سخنی درباب مالیات دهندگان فقیر ویارانه های پرداختی دولت که نودوپنج درصد آنرا آقازاده ها
  ودخترپسرآقازاده ها مستفیض میگردند تا بتوانند درکمال امنیت وراحت با آب شرب یارانه ئی ماشین خودرا برق انداخته و روی آسفالت بی عیب خیابان وجاده گاز بدهند و حالشو ببرند!!! واحیانأ اگر با ماشین دودی پیشرفته خود بزند ویک یاچندنفررا نیزبکشد وخانواده هائی را هم بی سرپرست وداغدارکند، هیچ مهم نیست چونکه پدرجان یابه میل خود ویا دستور مامانی حتی یکشب هم اجازه نمیدهدکه جگرگوشه دردانه اش در بازداشت بماند.وسه سوته دیه را پرداخته و او را آزاد مینماید..!!در حالیکه هزاران نفررا که هرکدام فرزند و چشم براهانی گرسنه ودر انتظاردارند سالها تنها برای چندصدهزار تومان درزندانهای ما با مخارج وجیره دولتی شبها چشمان خیس وپرازاشک خود را درفراق عزیزانشان با پتوی زبر و زمخت دولتی خشک میکنند. 

 
  
اگر این است عدالت وشبه عدالت اسلامی وتوضیع اموال ودستگیری ازفقیران و
  وتلفیق وهمراهی دین باسیاست پس وای به حال ما آندم که درمقابل پروردگارو با حضور پیامبران وائمه اطهار (سلام علی اجمعین) شرمنده وسربزیر باید جوابگوی
 اعمال وسیاستهای خویش باشیم .

   وبدانید که این مثالها وامربه معروف ونهی ازمنکر تنها قطره ئی از بی عدالتیها وسیاستهای نادرست ماست
      واگرچه درظاهر با عنوان مطلب مامغایراست،وکمی هم زیاده روی درمسیر قلم بی ترمزمن.

  
   وازاینگونه اصراف آنقدرزیاد داریم که حتی فهرست وار هم نمیتوان عرض کرد . 

   اگر ملت ما تنها فقط هزینه تشریفات نهادهای کشور اسلامی ما را در یک آمار مانند بنزین یا نان میشنیدند نمیدانم از باران اشک خود چند دریا را پر و سرریز میکردند؟؟.

 آیا مردم ما باخبرند که برگزاری همین سمینارهای گوناگون وکنفرانسهای رنگارنگ وبرخی جشنواره های بی خاصیت که هیچکدامشان حتی یک گرسنه وپابرهنه را نه سیرمینماید وعقده هایش را میگشاید.چنانچه نقطه به نقطه حسابرسی ونتایج آن نیز اعلام گردد،به خدا سوگند که با همین یک قلم اصراف شاید نیمی از جوانان ما به خانه بخت میرفتند؟ وبا این میلیونها دلار که خرج سفرو عیش و عشرت مدعوین وسفرهای فرنگ میشود چند وام هزار دلاری میشد دراسرع وقت به جوانهای منتظر داد ؟آنهم پولی که به خزانه باز میگردد.

  باور کنید که هر جمله از این مطلب به تنهائی کتابی قطورخواهد شد اگر گوش شنوا بود.

  اما دیدیم که درهمین 4-سال گذشته وخصوصأ در انتخابات دهم با یک عدالت جو چه کردند؟ وآنگونه گستاخانه به رأی وخواست ملت هم لگد زدند!!!

 پس عزیزان من ریشه اصرافها واصلاح الگوی مصرف را در بعد کلان آن در جائی دیگر باید جست!!!
 اما تمام اینها نیز دلیل نمیشود که خانواده های ما وفرد فرد ما هیولای مصرف زدگی را از خود نرانیم و به
 اصلاح الگوی خود در مصرف نادرستمان فکرنکنیم.چرا که اگر آرزوی بی نیازی دارید مصرف غلط و
  قناعت را پیشه خود سازید.

  اما درآخرسوگندمیخورم که مراد من تنها به پرداختن موضوع نان بود که بابی مهری دست به سویش دراز
  میکنیم.وغیراز حق نشناسی وعیب یابی چیز دیگری نمیبینیم. ولی بازهم عرض میکنم که مقصرواقعی قلم من
 است که بی محابا به هرسوئی میتازد،وازمخاطرات بیم ندارد.اما میدانید که دوست وخودیست..


  وبرای شروع بحث نان ومقداری آموزش به نانواهای کشورمان البته در مطالب آینده.تنها یک مثال به
  نان خورها وناشکرهای دور سفره های ایرانی::

  آخه عزیز دل من شما نانهائی با ضخامت پنج تا هفت سانتیمتر را نوش جان میکنی .مانند همین نان فانتزی یا
  کارخانه ئی وباگت .تازه دست خودرا تا بناگوش آنهم فرو میکنید وخمیر پخته یانپخته لای آنرا نیز درمیآوری
 ودور میاندازید:وهیچ گلایه وشکایتی هم از خوب وبد آن ندارید.آنهم نانی که اکثرآباقالب پخت میشود.


 حالا چی میشه که یک نان سنگک یا تافتون که شاید پنج میلیمتر هم نباشد که نیست،اگریک ذره پای نان آقا شاطر کلفت ترشد آنرا روی دست بلندمیکنی وبلوا وخدا خدا راه میندازی.خوب عزیز من فرض کن این هم یک نان باکت است،لای اونو بادست خالی کن ببین نان ساندویچی بهترازآن میبینی ؟
 تازه میبینی که این آقا شاطر نان سنتی قالبی هم نداره که نانش یک ذره این ور اونور نره ///تا مطلب بعد.

                                                                                        ابوالقاسمی (سیماست)

 

 اگربه اطلاعاتی در مورد ساعت وتعمیر/نان .وصنایع دستی وشعرعلاقه مندید همیشه سری به این بلاگ بزنید.